بحران کمبود CNG در کراچی همزمان با معطلی پروژه صادرات گاز ایران به پاکستان

پاکستان کشوری با بیش از ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت می­باشد که حدود ۸۵ درصد از گاز موردنیاز خود را در داخل تولید می کند. برآوردها اما نشان از کاهش تولید بسیار شدید، در عین نیاز روزافزون این کشور به این منبع انرژی دارد؛ به طوریکه طبق اعلام رسانه­‌های پاکستانی تا سال ۲۰۲۰ پاکستان تنها قادر به تأمین یک چهارم گاز مورد نیاز خود خواهد بود.

در حال حاضر نیاز واقعی کشور پاکستان بیش از مصرف‌­اش است. این امر را از قطعی سوخت جایگاه­های CNG و توقف گازرسانی به کارخانه‌­های تولیدی و صنعتی این کشور، برای تأمین نیازهای ضروری مردم در گرمایش خانگی و تأمین برق می­توان دریافت. پدیده­‌ای که عمدتا در ایام سرد زمستان هرسال رخ داده و باعث نارضایتی صاحبان صنایع و تأثیر منفی بر صادرات کالاهای دارای مزیت پاکستان شده است.

*گزینه های مختلف پاکستان برای واردات گاز

مسیرهای گوناگونی پیش روی پاکستان برای تأمین گاز خود است. واردات از ایران در غرب خود، واردات از ترکمنستان از طریق افغانستان در شمال خود و واردات ال ان جی در سواحل جنوبی خود.

واردات ال ان جی یکی از گزینه‌­های پرهزینه برای دولت پاکستان است که به اجبار به آن روی آورده است. در سال ۲۰۱۶ دولت پیشین پاکستان قرارداد واردات ال ان جی با قطر به مدت ۱۵ سال منعقد کرد که به علت قیمت بالای گاز، مورد اعتراض دولت جدید قرار گرفته است. در پایانه­‌های وارداتی ال ان جی نیز دولت از پس هزینه­‌های عملیاتی راه‌­اندازی آن­ها برنیامده و در تلاش است این مسئولیت را از دوش خود افکنده و بخش خصوصی واگذار کند. تمام این مسائل، مشکلات پاکستان در واردات ال ان جی می­باشد که ال ان جی را به یک گزینه­ نامناسب برای افزایش واردات گاز تبدیل می­‌کند.

واردات از ترکمنستان از طریق خط لوله­ تاپی گزینه­ دیگر پاکستان برای واردات می­باشد که با پیگیری مجدانه­ ترکمنستانی­‌ها در حال پیشرفت است. ترکمنستان با توافقاتی که با عربستان داشته است توانسته مشکل سرمایه­‌گذاری در این خط لوله را حل کند و همچنین طالبان را که پیش از این مزاحم عملیات احداث این خط لوله بود، تبدیل به تامین‌­کننده­ امنیت خط لوله تاپی کند.

واردات گاز از ایران از طریق خط لوله­ آی پی (IP)، با توجه به مزیت­‌های مختلفی که برای دو طرف دارد، از مدت­ها پیش مورد تایید دو طرف بوده است. قرارداد این خط لوله در خرداد سال ۸۸ نهایی شد و در زمستان سال ۹۳ می­بایست اجرایی می­شد. فشارهای آمریکا بر مسئولین پاکستانی را بزرگترین مانع در مقابل پیشرفت این پروژه می­توان بیان کرد؛ چرا که با تحقق صادرات گاز ایران به پاکستان، امنیت انرژی پاکستان به ایران گره خورده و آمریکا متحد استراتژیک خود در منطقه را از دست خواهد داد.

در این بحبوحه، این ایران است که بایستی با دیپلماسی فعال و مزیت گاز خود برای پاکستان، از رقیب خود ترکمنستان پیشی بگیرد و خط لوله­ آی پی را پیش از تاپی به سرانجام برساند.

دولت جدید پاکستان، مانند حزب حاکم پیشین، همسو با سیاست­های آمریکا نیست و نگاهی واقعی­‌تر به مسائل پاکستان دارد به طوری که در مدت کوتاهی که عمران خان در پاکستان بر سر کار آمده بارها واردات گاز طبیعی از ایران و گسترش همکاری‌ها را تاکید کرده است. بحران انرژی­ یکی از بزرگترین چالش­های پاکستان می­باشد که دولت جدید به دنبال آن است تا به دور از زورگویی آمریکا درمورد آن تصمیم بگیرد. در چنین شرایطی تلاش‌­های ایران برای تحقق خط لوله­ آی پی بیش از گذشته مثمر ثمر خواهد بود.

اشتراک گذاری
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *