بررسی ساختار حاکمیت بر نفت و گاز کشورهای نروژ و روسیه

چکیده گزارش

گاز طبیعی به عنوان سوختی پاک و ارزان نسبت به سوخت‌های مایع، بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی در سال‌های آینده به خود اختصاص خواهد داد؛ لذا بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند. از طرف دیگر ایران با دارا بودن ۳۴ تریلیون مترمکعب ذخیره گاز، بزرگ‌ترین دارنده ذخایر گاز متعارف جهان (حدود ۱۸%) است. همچنین در حال حاضر بیش از ۷۰% سبد مصرف انرژی کشور را گاز طبیعی تشکیل می‌دهد که با روند فعلی، این نسبت به ۸۰% نیز خواهد رسید. نکته مهم دیگر آنست که اکثر اکتشافات جدید هیدروکربوری کشور نیز میادین گازی بوده‌اند و اکتشاف میادین نفتی بزرگ در آینده بسیار دور از انتظار است. با توجه به موارد مذکور ضروری است نگاه کلان کشور و به ویژه وزارت نفت به بحث گاز در سال‌های آتی، نگاهی ویژه و اولویت‌دار باشد.

یکی از اساسی‌ترین مسائل به منظور استفاده بهینه از فرصت‌های اقتصادی و استراتژیک گاز برای کشور، ساختار متولی تولید و توزیع این حامل انرژی است. در حال حاضر تولید گاز کشور (گاز میادین گازی مستقل و گاز همراه نفت) توسط شرکت ملی نفت انجام می‌شود و این شرکت، گاز استحصال شده از میدان را در زمان ورود به پالایشگاه‌های گازی به شرکت ملی گاز تحویل می‌دهد. پس از پالایش گاز غنی در پالایشگاه، گاز سبک وارد شبکه سراسری خطوط لوله گاز شده و مطابق برنامه به مصارف مختلف از جمله بخش خانگی/تجاری، نیروگاه‌ها، بخش حمل و نقل (سی.ان.جی)، بخش صنعت و صادرات تخصیص می‌یابد. بنابراین در حال حاضر مدیریت تولید و توزیع گاز طبیعی در دو شرکت مجزا (شرکت ملی نفت و شرکت ملی گاز) انجام می‌پذیرد که به نوبه خود مشکلاتی را به ویژه در ایام پیک مصرف گاز در زمستان به دنبال دارد و بعضاً موجب قطع گاز صنایع، عدم تزریق گاز به میادین نفتی و حتی اختلال در جریان گاز صادراتی شده‌است.

هم اکنون تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز به عنوان دومین شرکت تابعه وزارت نفت در دستور کار کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است. از آنجا که تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز به معنای ریل‌گذاری بلندمدت برای توسعه صنعت گاز کشور است؛ ضروری است پیش از تصمیم‌گیری در این رابطه، مطالعات کارشناسی جدی در این زمینه انجام گیرد تا بتوان بر اساس آن، منافع ملی کشور را حداکثر نمود. اگرچه مسائل زیادی در تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز موثر هستند؛ اما مسئله کلیدی در تدوین این اساسنامه، حوزه فعالیت این شرکت است که عمدتاً ناظر به ۲ مقوله زیر است:

  • حدود اختیارات شرکت ملی گاز در بخش بالادستی میادین گازی (استخراج، توسعه، تولید و بهره برداری)
  • حدود اختیارات شرکت ملی گاز در حوزه تجارت گاز طبیعی (صادرات، واردات و سواپ)

یکی از مطالعات مهم کارشناسی که می‌تواند دید جامعی در اختیار تصمیم‌گیران قرار دهد، مطالعه ساختار تولید، توزیع و مصرف گاز در نمونه‌های موفق کشورهای دیگر است. بدین منظور نیاز است تا ساختار تولید و توزیع گاز در دو کشور نروژ و روسیه مورد مطالعه قرار گیرد. انتخاب این دو کشور به این دلیل است که به طور کلی این دو کشور دو مسیر مختلف برای توسعه صنعت گاز خود پیش گرفته‌اند:

  1. روسیه (گازپروم): مدل یکپارچگی تولید و توزیع گاز (بالادستی و پایین دستی) و تجمیع این دو امر در یک شرکت اتفاق افتاده است.
  2. نروژ (استات اویل): مدل ادغام؛ به معنای قرارگیری بخش توزیع گاز در دل شرکت تولیدکننده نفت و گاز انجام شده است.

 بنابراین مطالعه هر یک از این دو مدل می‌تواند مزایای و معایب آن را مشخص نماید. در این پژوهش تلاش خواهد شد مدل‌های مختلف ساختار گاز کشورهای نمونه بررسی شده و پیشنهاداتی متناسب با شرایط کشور (قوانین بالادستی، اقتضائات سیاسی-مدیریتی، شرایط و ساختار فعلی و…) به منظور تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز، ارائه شود.

در پژوهش حاضر مدل حاکمیت و مدیریت انرژی این دو کشور مورد بررسی قرار گرفته و به توضیح ساختار حاکمیت نفت و گاز در کشورهای نروژ و روسیه و شرکتهای اصلی آنها در حوزه گاز یعنی گازپروم، پتورو، استات اویل و گسکو پرداخته شده است. نیز مطالبی از وضعیت فعلی صنعت گاز ایران از دید حاکمیتی و ساختاری آورده شده و برای رفع مشکلات آن و بهبود عملکرد سازمان­های مرتبط با این صنعت، پس از بررسی تطبیقی، پیشنهاداتی متناسب با وضعیت فعلی ارائه می­شود.