بسته عبور از تحریم نفت

عبور در کوتاه مدت

بی اثر کردن در بلند مدت

از ابتدای انقلاب اسلامی، ایران همواره با تحریم‌های یکجانبه امریکا مواجه بوده است. با گذشت زمان، هر بار بر شدت   این تحریم‌ها افزوده شد تا اینکه نهایتا در فاصله سال‌های ۹۰-۹۲ جامع‌ترین نظام تحریمی علیه ایران اعمال شد. پس پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات سال ۹۲ با ایده کلی حل مشکلات ناشی از تحریم از طریق مذاکره، در سال ۹۴ برجام به عنوان سندی میان ایران و کشورهای ۵+۱ به منظور رفع تحریم‌ها در قبال اعطای برخی امتیازات از طرف ایران به امضا رسید. با روی کار آمدن دولت ترامپ، امریکا به سمتی حرکت کرد که نهایتا در ابتدای سال ۹۷ از برجام خارج شده و در یک برنامه زمان‌بندی ۳ و ۶ ماهه، اقدام به بازگرداندن تحریم‌های قبلی نمود؛ به طوریکه عمده تحریم‌ها تا مهلت قانونی ۱۳ آبان ماه عملی خواهند شد.

تاکنون گزارش‌های فراوانی در رابطه با مواجهه مطلوب جمهوری اسلامی با تحریم‌ها و راهکارهای مقابله با آن ارائه شده است که در قالب دو نگاه قابل دسته بندی هستند. نگاه اول مسائل را کاملا در لایه کلان سیاسی تحلیل کرده و به هیچ وجه ورودی به راهکارهای عملیاتی فنی ندارد. از منظر این نگاه، اساس مقابله با تحریم، شناخت و تحلیل فضای سیاسی ایران و جهان است و راهکارهای فنی مقابله با تحریم اولا دارای وزن بسیار کمی بوده و ثانیا استفاده از این راهکارها کاملا وابسته و متوقف بر فضای سیاسی کلی است. لذا تحلیل‌گران دارای این نگاه، بحث خود را در لایه سیاسی متوقف کرده و هیچ بحثی در مورد فضای واقعی عملیاتی ارائه نمی‌دهند. اگرچه این نگاه کلان سیاسی در حوزه تحریم کاملا ضروری است؛ اما خروجی این نگاه به ارائه راهکارهای واقعی نمی‌انجامد و تنها در حد توصیه‌های کلی باقی می‌ماند. در مقابل این نگاه، یک نگاه کاملا فنی به مسائل و فارغ از تحلیل کلان سیاسی وجود دارد که به ارائه راهکارهای عملیاتی فنی برای حل مشکلات ناسی از تحریم می‌پردازد. اگرچه ارائه راهکارهای فنی نیز امری ضروری است؛ اما نداشتن تحلیل کلان سیاسی باعث می‌شود این نگاه منجر به خطاهای راهبردی شده و یا اینکه راهکارهایی را ارئه دهد که در فضای سیاسی امکان عملیاتی شدن نداشته وباعث اتلاف انرژی و توان کشور شود. با این توضیح، ارائه تحلیلی که بتواند خلا ما بین این دو نگاه را پر کرده و ضمن تحلیل کلان سیاسی، به ارائه راهکارهایی واقعی در حوزه عملیاتی بپردازد؛ ضروری به نظر می‌رسد.

اگرچه تحریم‌های اعمالی تقریبا تمامی حوزه‌های اقتصادی کشور از جمله خودرو، صنعت هوایی، تحریم حوزه پتروشیمی و… را متاثر می‌کند؛ اما همانند دوره گذشته عمده فشار تحریم‌های اعمالی، ناشی از تحریم بانکی، تحریم خرید نفت و تحریم‌های حوزه کشتی‌رانی است. در واقع اساس تحریم­ها همین سه حوزه درهم تنیده هستند که از جهات مختلف با یکدیگر گره خورده­اند. لذا تمامی راه­حل های کوتاه، میان و بلندمدت پیشنهادی باید ناظر به حوزه­های مشترک این سه عامل باشد.

تمرکز گزارش پیش رو بر حوزه تحریم نفت بوده ولی در عین حال جوانب و آثار حوزه­های دیگر تحریم بر این حوزه، بررسی شده است. منظور از تحریم خرید نفت ایران از دید امریکا به صفر رساندن خرید نفت ایران توسط کشورهای خریدار نفت، به منظور ایجاد فشار اقتصادی بر ایران است. در واقع با توجه به وابسته بودن اقتصاد ایران به فروش نفت، امریکا صادرات نفت ایران را به عنوان یکی از نقاط آسیب‌پذیری کشور شناسایی کرده و همچون دوره قبل تحریم‌ها اقدام به اعمال فشار بر این نقطه می‌نماید. گزارش حاضر ابتدا فروش نفت را در لایه کلان تحت عنوان تجارت انرژی بررسی کرده و با تعیین راهبرد مطلوب تجارت انرژی کشور، به ارائه راهکارهایی در حوزه فروش نفت که بتواند فشار کوتاه مدت ناشی از تحریم را رفع کرده و در بلندمدت نیز بتواند باعث مقاوم‌سازی کشور و حذف این نقطه آسیب‌پذیر شود؛ می‌پردازد.

در بخش اول گزارش، در یک نگاه کلان، تحریم به عنوان یک ابزار فشار از سوی امریکا بررسی می‌شود. سپس نگاه‌های مختلف نسبت به مقابله با تحریم در ایران بررسی شده و این ایده مطرح می‌شود که با توجه به اصولی و دائمی بودن درگیری انقلاب اسلامی با استکبار، بایستی با پذیرفتن تحریم به عنوان یک واقعیت، حرکت کشور در جهتی باشد که نسبت به حذف و کاهش اثر نقاط آسیب‌پذیری کشور در تحریم اقدام شود. سپس با تحلیل فضای کلان سیاسی ایران و جهان، موقعیت سیاسی فعلی ایران در نسبت با تحریم مشخص می‌شود.

در بخش بعدی فضای کلان تجارت انرژی کشور مورد تحلیل قرار گرفته و راهبرد مطلوب تجارت انرژی کشور مبتنی بر شرایط تحریمی، تعیین می‌شود. در اینجا با توجه به تجربه دو دوره تحریم، این ایده اساسی که نفت قابل تحریم نیست و می‌تواند عامل بازدارنده از تحریم باشد مورد نقد قرار می‌گیرد. سپس مبتنی بر این ایده که در تجارت انرژی دو منطق اقتصادی (حداکثر ارزش افزوده) و منطق سیاسی (حداکثر قدرت سیاسی) وجود دارد؛راهبردی برای تجارت انرژی کشور پیشنهاد می‌شود که اولا تحریم‌ناپذیر بوده و در راستای مقاوم سازی کشور باشد و ثانیا دو منطق اقتصادی و سیاسی حاصل از تجارت انرژی را حداکثر نماید.

در بخش بعدی بازار نفت در حال حاضر و آینده تحلیل شده و بررسی می‌شود که مبتنی بر شرایط بازار، تقاضای خریداران نفت و پتانسیل کشورهای تولید کننده برای جایگزین کردن نفت ایران، آیا امکان صفر شدن صادرات نفت کشور وجود دارد یا نه؟ و در صورت منفی بودن پاسخ، میزان صادرات نفت ایران در آینده چگونه خواهد بود؟

در بخش پایانی گزارش که عمده حجم گزارش را به خود اختصاص می‌دهد؛ پس از بررسی گلوگاه‌های فروش نفت کشور، به ارائه راهکارهای عملیاتی برای فروش نفت در کوتاه مدت، و میان‌مدت- بلندمدت ناظر به طرح کلان راهبرد تجارت انرژی کشور پرداخته شده و هر یک از این راهکارها به طور کامل شرح داده شده‌اند. راهکارهای ارائه شده نتیجه جلسات متعدد با مدیران سابق امور بین الملل شرکت ملی نفت، بخش خصوصی مرتبط با فروش نفت، مدیران دیگر حوزه‌های تجارت انرژی، مدیران حوزه کشتی‌رانی و صاحبنظران مرتبط با حوزه صادرات نفت است که در همین جا از همه این عزیزان تشکر به عمل می‌آید.