خصوصی سازی صنایع خودروسازی، چالش ها و راهکارها

فازاول: بررسی رابطه دولت با خودروسازان

یکی از موارد تاثیر گذار که مباحثات و مناقشات فراوانی را طی دو دهه اخیر در صنعت خودرو به خود اختصاص داده است.

نحوه رابطه حاکمیت با صنایع خودروسازی است. این که سرمایه گذاران و صاحبان سرمایه در هر صنعت چه کسانی هستند، یکی از مهم‌ترین متغیرهایی است که در ساختار هر صنعت نقش تعیین کننده ایفا می کند.

اگر در یک صنعت سرمایه گذاران و صاحبان صنایع از بخش خصوصی واقعی باشند و برای سرمایه‌ای که در کسب و کار خود در گیر کرده‌اند ارزش قائل باشند؛ برای سوددهی یا ضردهی شرکت خود ارزش ویژه‌ای قائل‌اند.

در حالی که اگر سرمایه گذاران شرکت از بخش دولتی باشند در قبال ضرردهی بنگاه، مسئولیت خاصی احساس نمی کنند. در این شرابط حتی اگر سازوکارهای قانونی، فضای صرفه اقتصادی فعالیت‌ها را به سمت فعالیت‌های با ارزش افزوده بیشتر برای کشور سوق دهد صنعت خودرو لزوما به سمت توسعه حرکت نمی کند.

علاوه بر این، شکل گیری ارتباط حاکمیت و بنگاه به نحوی که دولت در تصمیم گیری های مدیریتی بنگاه حضور فعال داشته باشد بنگاه را از چرخه اقتصادی خود خارج می کند. چرا که دولت به منظور کسب منافع سیاسی: بنگاه را مجبور به اتخاذ رفتاری می کند که به علت لحاظ نشدن منافع اقتصادی بنگاه در تصمیمات دولت، ممکن است برای شرکت کاملا زیان آفرین باشد.

شرکت‌های ایران‌خودرو و سایپا جزه شرکت‌هایی هستند که بر اساس قانون اصل ۴۴؛ دولت می‌تواند حداکثر ۲۰% از سهام آن‌ها را در اختیار دا شته باشد. بر این اساس دولت طی ۱۰ سال اخیر سهم خود را در هر یک از این شرکت‌ها به کمتر از ۲۰% کاهش داد.

در این فصل به کالبد شکافی ساختار حاکمیتی صنایع خودرو سازی به منظور کشف نحوه رابطه بنگاه های سایپا و ایران خودرو پرداخته می شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *