عایدی سرمایه چیست؟

مالیات بر عایدی سرمایه(CGT)

مالیات بر عایدی سرمایه(۱)

توجه به بخش واقعی اقتصاد و هدایت سرمایه ها و منابع به سمت آن، همواره در دستور کار کشورها قرار داشته است. در میان توجه به مالیات بر عایدی سرمایه می تواند در تقویت بخش واقعی اقتصاد، کاهش رونق بخش غیر مولد وکاهش فعالیت های سوداگرانه موثر باشد.

توجه به بخش واقعی اقتصاد و تقویت آن همواره در دستور کار کشورها قرار دارد. به طوریکه حداکثر تلاش ها دراقتصاد انجام می گیرد تا  بخش حقیقی و واقعی اقتصاد که مولد بوده و موجب پیشرفت کشورها می شود، با آرامش و با داشتن کمترین دغدغه و مشکلی بتواند تصمیم گیری کند. بنابراین اهمیت دارد که منابع و ذخایر کشورها به سمت این بخش هدایت شود تا حداکثر استفاده و بازدهی برای کشورها داشته باشد تا بتوان به اهداف مهم اقتصاد مانند رسیدن به سطح اشتغال کامل و کاهش فقر و نابرابری دست پیدا کرد.

در راستای توجه به بخش مولد اقتصاد و کاهش رونق بخش غیر مولد و سوداگر، اقدامات مختلفی توسط دولت ها صورت می گیرد. مالیات بر عایدی سرمایه که در ادبیات دنیا (CGT (Capital Gain Tax معروف است، از این موارد است. در این نوشتار به بررسی اهمیت این نوع از مالیات می پردازیم و در نوشتارهای بعد به بررسی ملاحظات مهم برای وضع این نوع مالیات، وضعیت کشور در این حوزه و هم چنین تجربه ی کشورها در وضع این نوع مالیات می پردازیم.

مالیات بر عایدی سرمایه(CGT) چیست؟

سود یا عایدی حاصل از سرمایه در واقع عبارت است از تفاوت قیمت زمان فروش و زمان خرید یک دارایی. به عنوان مثال وقتی امسال زمینی را به قیمت ۲۰۰ میلیون تومان خریداری شود و سال بعد به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان فروخته شود، عایدی این سرمایه ۵۰ میلیون تومان بوده است(بدون لحاظ تورم).مالیاتی که بر این ۵۰ میلیون تومان درنظر گرفته شود، مالیات بر عایدی سرمایه نام دارد. بنابراین مالیات بر عایدی سرمایه نوعی مالیات بر درآمد است و نه مالیات بر ثروت.

چرا بر عایدی سرمایه مالیات وضع می شود؟

در توجیه علت وضع مالیات بر عایدی سرمایه، بحث ها و دلایل مختلفی از سوی اقتصاددانان مطرح می گردد. یکی از مهم ترین دلایل این است که در اکثر مواقع، افزایش قیمت دارایی ها صرفا به دلیل تلاش افراد نیست و دولت ها و اقدامات آن ها نیز سهم مهمی در افزایش قیمت دارایی ها دارد. به عنوان مثال، افزایش خدمات شهری نظیر سیستم حمل و نقل، توسعه فضای سبز و… موجب افزایش قیمت املاک می شود. بنابراین عایدی این سرمایه ها نیز تنها مختص به صاحبان آن ها نیست. چراکه  فرد بدون این که تلاشی کرده باشد و حتی بدون اینکه تورم به صورت اسمی قیمت دارایی ها را افزایش داده باشد، صاحب درآمد شده است.

از دیگر دلایل مهم وضع این نوع مالیات این است که برخی از دارایی ها، زمینه ی خوبی را برای فعالیت های سوداگرانه و مفت خوارانه فراهم می نمایند. برخی از این دارایی ها مانند طلا، زمین و املاک و دلار، در بسیاری از کشورها سود های بزرگی را نصیب صاحبانشان می کنند و در شرایط التهاب، همواره گزینه های خوبی برای سودآوری بدون زحمت و البته اختلال در نظام اقتصادی هستند. داشتن میانگین بازدهی با تفاوت زیاد نسبت به تورم و هم چنین عدم نیاز به تلاش برای کسب سود، این نوع دارایی ها را برای فعالیت های سوداگرانه و مفت خوارگی جذاب نموده است.

بسیاری از کشورها برای کنترل فعالیت های سوداگرانه و کاهش رونق بخش غیرمولد اقتصاد، این نوع مالیات را وضع کرده اند. البته کنترل نابرابری و سیسات های توزیع ثروت نیز از جمله مواردی است که در وضع مالیات بر عایدی سرمایه به آن ها توجه می شود.

در مقام جمع بندی این طور می توان گفت که مالیات بر عایدی سرمایه مالیاتی است که: ۱٫ می تواند سود ناشی از فعالیت های سوداگرانه را تا حدی کنترل کند ۲٫ مالیات بر ثروت و مالیات مضاعف نباشد. ۳٫ می تواند آثار توزیعی داشته باشد ۴. آثار سوء محدودی داشته باشد. بنابراین توجه به آن از سوی نهادهای حاکمیتی در کشور ما که مشکلاتی از قبیل رشد بخش غیر مولد اقتصاد مواجه است، ضروری است.

مهدی کیانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *