مدل تخصیص بهینه منابع گازی به مصارف مختلف

در این گزارش مصارف مختلف گاز طبیعی مورد بررسی قرار میگیرد. این مصارف شامل تزریق گاز به میادین نفتی جهت ازدیاد برداشت، صادرات و واردات گاز طبیعی، مصرف گاز در بخش صنعت به عنوان سوخت، مصرف بخش خانگی و مصرف نیروگاه‌ها برای تولید برق است. همچنین مصرف گاز در پتروشیمی نیز به صورت مجزا بررسی شده است؛ چرا که این بخش، اولاً حجم بالایی از مصرف گاز بخش صنعت را به خود اختصاص داده است و ثانیاً در پتروشیمی‌ها گاز علاوه بر سوخت به عنوان خوراک (ماده اولیه محصولات پتروشیمی) نیز مصرف می‌شود و می‌توان با تکمیل زنجیره ارزش گاز در این بخش، بیشترین ارزش افزوده حاصل از گاز طبیعی را بدست آورد.

در فصل اول این گزارش به بحث تجارت گاز طبیعی پرداخته شده است. در این بخش پس از ارائه کلیتی از و ضعیت بازار جهانی گاز طبیعی و بازارهای مصرف جهان، وضعیت بازارهای مطلوب برای صادرات گاز ایران شامل اروپا، چین، شرق آسیا و کشورهای منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. پس از آن با توجه به وضعیت بازار جهانی گاز و مسافتهای مختلف بازارهای گاز ایران، روش مطلوب برای صادرات گاز از بین دو روش ال. ان.جی و خط لوله از منظر اقتصادی-امنیتی تعیین شده است. در نهایت با توجه به نقطه سر به سر دو روش ال. ان.جی و خط لوله و همچنین مباحث امنیت ملی و امنیت انرژی، پیشنهادهایی برای صادرات و واردات گاز ایران ارائه شده است.

فصل دوم این پژوهش به بررسی وضعیت تزریق گاز به میادین نفتی کشور می‌پردازد. با توجه به عمر و جنس میادین نفتی کشور روش تزریق گاز به منظور حفظ فشار مخزن در حال حاضر مهمترین اولویت تولید صیانتی است. در این فصل پس از ارائه تعاریف اولیه از ازدیاد برداشت و روش‌های آن، وضعیت میادین نفتی کشور از حیث نیازمندی به تزریق گاز بررسی شده و میادین در اولویت تزریق مشخص شده‌اند. مسئله‌ای که در این بین وجود دارد یافتن راه‌حلی برای تعیین میزان گاز مورد نیاز برای تزریق است. بدین منظور روش‌های مختلف تعیین این عدد معرفی و مورد بررسی قرار گرفته‌اند و در نهایت راه حل عملیاتی، استفاده از داده‌های شرکت‌های بهره بردار تشخیص داده‌شده و محاسبات بعدی بر اساس آن انجام شده است. در نهایت با توجه به کمبود ۱۳۳-۳۳۳ میلیون مترمکعب روزانه تزریق گاز در کشور و با در نظر گرفتن برخی فرضیات، یک تحلیل اقتصادی بین تزریق گاز و صادرات این محصول انجام و نتایج حاصل ارائه شده است.

در فصل سوم صنعت پتروشیمی کشور با تاکید بر پترو شیمی‌های گازی بررسی شده است. در ابتدا و به عنوان مقدمه قوانین و اسناد بالادستی و همچنین وضعیت کلی این صنعت آورده شده است. متن اصلی گزارش شامل دو بخش است: چالش‌های صنعت پتروشیمی و زنجیره ارزش افزوده مطلوب این صنعت. در بخش اول بر مبنای مصاحبه‌های متعدد از مسئولین پتروشیمی و جمع بندی نظرات آنان، مشکلات پیش روی این صنعت در ۵ سرفصل دسته‌بندی شده است. تمامی این مسائل ناظر به هدف “عدم خام فروشی” و در نتیجه حرکت صنعت پتروشیمی به سمت تکمیل زنجیره ارزش‌افزوده ارائه شده است. به نظر میر سد ظرف سال‌های آینده صنعت پتروشیمی به سمت زنجیره ارزش افزوده گاز طبیعی حرکت نماید. در این شرایط آنچه برای این صنعت مهم به نظر می‌رسد “تعیین زنجیره ارزش افزوده مطلوب” است که هم به لحاظ اقتصادی بیشترین سود را نصیب کشور نماید و هم نیازهای داخل به محصولات پتروشیمیایی را مرتفع نماید. بنابراین در بخش دوم این فصل زنجیره ارزش افزوده مطلوب پتروشیمی با تاکید بر متانول به عنوان محصول اصلی فعلی صنعت پتروشیمی کشور بررسی شده است.

در فصل چهارم به بررسی مصارف نیروگاهی گاز پرداخته شده است. در حال حاضر گاز مهمترین منبع انرژی برای تولید برق در کشوراست. با توجه به نیاز روزافزون کشور به برق، که به طورمعمول هر ده سال دو برابر می‌شود، می‌توان انتظار داشت که مصرف گاز در بخش نیروگاهی کشور نیز به شدت افزایش یابد. در این فصل نگاهی اجمالی به نیروگاه‌های حرارتی کشور با رویکرد مصرف گاز شده است تا بررسی کلی از مصرف گاز در این بخش صورت گیرد و همچنین راهکارهای کاهش مصرف گاز در نیروگاه‌ها امکان سنجی شود.

در فصل پنجم مصرف انرژی در بخش خانگی مورد بررسی قرار گرفته است. بخش خانگی مهمترین مصرف کننده‌ی گاز در کشور است به صورتی که نیمی از گاز طبیعی در بخش خانگی مصرف می‌شود. در زمستان با افزایش مصرف گاز خانگی سهم گاز خانگی به اوج خود می‌رسد به صورتی که نیروگاه‌ها و صنایع مجبور به تغییر سوخت و یا خاموشی می‌شوند چرا که به دلایل امنیتی قطع گاز خانگی خطرات زیادی دارد. در این فصل به بررسی وضعیت مصرف گاز خانگی و پیش‌بینی آن در افق‌های ۱۳ و ۳۳ ساله، روش‌های کاهش مصرف گاز در بخش خانگی و در نهایت پیک سایی مصرف گاز خانگی پرداخته شده است.

در فصل ششم مصرف گاز بخش صنعت بررسی شده است. صنایع از آن جهت که مصرف آنها تجمیع شده است و انگیزه‌های اقتصادی بنگاه در آن‌ها فعال است، گزینه‌ی مناسبی در بهینه سازی انرژی هستند. البته بیشتر از بهینه سازی فرایندها، انتخاب بهینه صنایع می‌تواند ضعیت انرژی مصرفی بخش صنعت را مشخص کند. در خصوص صنایع موجود نیز تا فراهم نشدن انگیزه‌های کافی برای بنگاه صنعتی، نمی‌توان انتظار تغییر جدی در و ضعیت بهره‌وری مصرف انرژی بخش صنعت داشت. در این فصل ابتدا به مقایسه وضعیت مصرف انرژی و گاز صنعت ایران و آمریکا پرداخته شده است و سپس ماحصل نظرات کارشناسان این حوزه در خصوص مسائل انرژی بخش صنعت ذکر شده است.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *