ساختار استاندارد و تایید صلاحیت در جهان

هر کشوری نیاز به یک زیرساخت قوی برای دستیابی به اهداف اجتماعی اش دارد. این زیرساخت در ابتدایی ترین سطح، به معنی تامین و فراهم سازی آب سالم فراوان و سرپناه ایمن و همچنین شامل توسعه حمل و نقل داخلی مناسب، ارائه خدمات بهداشتی و یک سیستم آموزشی قابل دسترس می باشد.

فراتر از این مبانی ابتدابی و پایه، کلیه جوامع می خواهند در عین کسب مزایای دنیای وسیع تر تجارت بین المللی، بخشی از تصمیمات مهم برای دسترسی به اهدافی چون توسعه هزاره سازمان ملل باشند. در نتیجه، آگاهی فزاینده‌ای برای نیاز به بحث، مقایسه و بهبود زیرساخت ها در زمینه بهره وری اقتصادی جهانی و دسترسی به بازار کالاها و خدمات مورد مصرف کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد.

این، جایی است که اندازه شناسی, استاندارد سازی, ارزیابی انطباق و تایید صلاحیت، نمود پیدا می کنند. موارد ذکر شده محورهای دانش برای توسعه زیرساخت های فنی هستند و در نتیجه امکان توسعه پایدار و مشارکت کامل در تجارت بین المللی را نیز دارند و کاملا با یکدیگر مرتبط می باشند.

۱. محور اندازه شناسی

اندازه شناسی شامل انجام کار از طریق موسسات ملی اندازه گیری و توافق نامه های بین المللی می‌باشد. کنوانسیون متر به کمیته بین المللی اوزان و مقیاس ها (CIPM) و دفتر بین المللی اوزان و مقیاس ها (BIPM) اجازه می دهد از استانداردهای اندازه گیری مرتبط با صحت، محدوده و تنوع که به طور پیوسته در حال افزایش می باشند؛ استفاده نمایند.

همچنین هم ارزی بین المللی بین استانداردهای اندازه گیری ملی باید اثبات شود. توافق نامه چندجانبه به رسمیت شناختن کمیته CIPM برای دولت ها و سایر نهادها با پایه و اساس فنی ایمن، زمینه را جهت توافق نامه‌های بزرگتر مرتبط با تجارت بین المللی، بازر گانی و امور قانون گذاری فراهم می کند.

این امر به حذف موانع فنی تجاری کمک می نماید و به تدریج منجر به ایجاد اعتماد بیشتر در قابلیت‌های اندازه گیری توسط کشورهای مختلف می شود و نتیجه حا صله، افزایش تجارت و کسب میلیاردها دلار می‌باشد.

فعالیت های اندازه شناسی قانونی، توسط سازمان بین المللی اندازه شناسی قانونی (OIML) هماهنگ می شود. ویژگی های اندازه شناسی قانونی تو سط OIML مشخص می‌گردد و توسط کلیه کشورها پذیرفته می‌شود. :OIML همچنین خدمات ارز شمند دیگری مانند مدل قانون اندازه‌شناسی را فراهم می‌کند که می‌تواند در تنظیم زیرساخت‌های فنی ملی مورد استفاده قرار گیرد. به این محور در این گزارش پرداخته نمی شود.

۲٫ محور استانداردسازی

استاندارهای بین‌المللی و استفاده از آن‌ها در زمینه مقررات فنی محصولات، روش‌‌های تولید و خدمات از طریق ارتقاء ایمنی، کیفیت و سازگاری نقش حیاتی در توسعه پایدار و تسهیل تجارت ایفا می‌کند و مزایای حاصل از آن حائز اهمیت می باشد.

استانداردسازی نه تنها به تجارت بین المللی، بلکه همچنین به زیرساخت‌های اساسی جامعه، از جمله سلامت و محیط زیست کمک می‌کند. سازمان‌هایی که تدوین استانداردهای بین‌المللی را مدیریت می کنند عبارتند از IEC، ISO، ITU دامنه کاری ISO شامل استانداردسازی در همه زمینه‌ها به جز مهندسی برق و الکترونیک است که مسئولیت آن به عهده IEC می‌باشد و مخابرات که تحت پوشش ITU است.

سه سازمان مذکور، در زمینه استانداردسازی فناوری اطلاعات با یکدیگر همکاری بالابی دارند. استانداردهای بین المللی یا ملی و منطقه‌ای که براساس استانداردهای بین‌المللی پذیرفته شده اند، به بازار داخلی در جهت عملکرد موثرتر و افزایش رقابت پذیری کمک می کنند و یک منبع عالی برای انتقال تکنولوژی به کشورهای در حال توسعه می باشند. استانداردها نقش محوری در حمایت از مصرف کنندگان و محیط زیست را بازی می کنند.

توافق نامه سازمان تجارت جهانی در مورد موائع فنی تجارت (TBT/WTO) سهم استاندارد سازی بین المللی را که منجر به انتقال تکنولوژی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه می‌شود و همچنین نقش استانداردهای بین المللی و سیستم‌های ارزیابی انطباق در بهبود کارایی تولید و تسهیل تجارت بین المللی را به رسمیت می شناسند.

۳٫ محور ارزیابی انطباق

ارزیابی انطباق، نقش حیاتی در زمینه ایجاد اعتماد برای توسعه پایدار و تجارت را بازی می کند. استاندارد بین المللی ایزو آی‌ ای‌ سی ۱۷۰۰۰ ارزپابی انطباق را این گونه تعریف می کند “ارزیابی انطباق نشان می دهد که الزامات خاص مربوط به یک محصول، فرایند، سپستم و فرد. اجرا می شود.” روش های اجرابی ارزیابی انطباق مانند آزمون، بازرسی و صدور گواهینامه تضمین می کند که محصولات با شرایط و استانداردهای مربوطه مطابقت دارند.

ارزیابی انطباق، مخصسص شیء مورد ارزیابی (که می تواند یک محصول یک فرایند یا یک سیسستم مدیریت باشد) و نهاد ارزیایی کننده است. برای مثال، نهاد ارزیابی کننده می تواند شخص اول باشد. مانند سازنده یک محصول که با استفاده از سیستم آزمون داخلی خود اظهارنامه صادر می کند یا شخص سوم باشد که به عنوان تامین کننده مستقل خدمات، مسئولیت بازرسی یا صدور گواهی نامه را به عهده می گیرد. ارائه دهنده خدمات شخص سوم می تواند یک سازمان دولتی یا یک شرکت خصوصی باشد.
هر سازمان باید تصمیم بگیرد که کدام نوع ارزیابی انطباق برای اهدافش ضروری است. یکی از تصمیمات مهم این است که آیا ارزیابی انطباق از طریق مقررات دولتی در بخش های خصوصی اجباری باشد یا برای تعیین الزامات ارزیابی انطباق به یک روش اختیاری در بازار معاملات بین خریدار و فروشنده، تکیه شود. این تصمیم بهتر است بر مبنای ارزیابی خطرات مربوط به یک محصول یا فرایند خاص و شناخت درست از تاثیر هزینه ها و مزایای دستیابی به توسعه پایدار باشد.

۴٫ محور تابید صلاحیت

تایید صلاحیت. تایید انطباق توسط شخص ثالث در ارتباط با یک نهاد ارزیایی انطباق می باشد که حاکی از اثبات رسمی صلاحیت آن نهاد برای انجام وظایف ارزیایی انطباق مشخص شده می‌باشد. ایجاد توافق‌نامه‌های شناسایی چند جانبه ILAC و IAF می‌تواند این اطمینان را به شرکای تجاری و دولت‌ها بدهد که انجام دهنده آزمون‌ها و صادرکننده گواهینامه ها دارای صلاحیت و بی‌طرف هستند.

نهادهای تایید صلاحیت که تو سط همترازان خود مورد بررسی قرارگرفته و بی طرفی و شایستگی آنها احراز شده است، توافق‌نامه‌های شناسایی متقابل را امضا می کنند و عبور کالاها و خدمات را از مرزهای ملی‌شان می پذیرند. هدف این توافق‌نامه‌ها ایجاد زیر ساختی جهت حذف موانع فنی و حمایت از تجارت جهانی است.

در فصل چهارم به معرفی مجمع بین المللی تایید صلاحیت (IAF) و ساختار موافقت‌نامه‌های این مجمع می‌پردازیم. بررسی ساختار، انواع روش‌های عضویت در این مجمع، بررسی نظام تأیید صلاحیت در ایران و سیستم پرورش ارزیاب از بخش های دیگر این فصل می باشتد.

در فصل پنج به مانند فصل چهارم به بررسی اتحادیه بین‌المللی تایید صلاحیت آزمایشگاهی (ILAC) پرداخته می‌شود

راهبرد روسیه در حوزه تجارت گاز و تأثیر و تأثرات آن بر تجارت گاز جمهوری اسلامی ایران

در حال حاضر گاز طبیعی به عنوان سومین منبع انرژی در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنا بر اکثر پیش‌بینی‌های مراکز معتبر انرژی دنیا، گاز طبیعی تا سال۲۰۴۰ پس از انرژیهای تجدیدپذیر، به عنوان سوختی پاک و ارزان، بیشترین رشد تقاضا را در بین سایر منابع اولیه انرژی خواهد داشت؛ تا جایی‌که بسیاری از کارشناسان قرن حاضر را “قرن گاز” می‌نامند. در حوزه‌ی انرژیِ ایران نیز گاز طبیعی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که اولاً ایران در جایگاه دوم دارندگان گاز جهان قرار دارد و ثانیاً سهم عمدهی سبد مصرف انرژی کشور (بیش از ۷۰%) نیز متعلق به گاز است. یکی از مصارف گاز که با توجه به پتانسیل کشور در این حوزه همواره از حیث مزایای اقتصادی و ژئوپلتیکی مورد توجه بوده است، صادرات گاز و در مفهومی کلان‌تر، “تجارت گاز” است. 

از آنجا که انرژی به عنوان یکی از زیرساخت‌های اصلی توسعه هر کشور مورد توجه است؛ در بسیاری از موارد، امنیت تأمین انرژی یکی از مؤلفه‌های امنیت ملی هر کشور محسوب می‌شود. بنابراین تجارت نفت و گاز همواره با مسائل سیاسی-امنیتی کشورها در حوزهی بین‌الملل گره خورده است.

در این میان، تجارت گاز به دلیل ماهیت “منطقه‌ای” بازار گاز، بر خلاف بازار “جهانی” نفت، بلندمدت بودن قراردادهای تجارت گاز و رشد مصرف گاز جهان در سال‌های آینده، دارای اثرات ژئوپلتیکی به‌مراتب بیشتری بر کشورهای طرف معامله، در مقایسه با تجارت نفت است؛ به گونه‌ای که عموماً تجارت گاز طبیعی بین دو کشور، پیوند راهبردی بلندمدتی بین آن دو ایجاد می‎کند.

به همین دلیل افزایش سهم تجارت گاز و دستیابی به بازارهای اصلی گاز، همواره مورد توجه کشورهای دارنده‌ی ذخایر این منبع انرژی بوده است. مثال بارز این موضوع، روسیه است که از دوران شوروی سابق با کسب سهم بالایی از بازار گاز اروپا توانست در موارد متعددی از مزایای سیاسی-امنیتی آن بهره ببرد.

بنابراین با توجه به اینکه در سال‌های آینده، کشور با مازاد گاز تولیدی مواجه خواهد بود و به صادرات گاز روی خواهد آورد و از طرف دیگر تجارت گاز علاوه بر مسائل اقتصادی به شدت بر روی مباحث امنیت ملی کشور نیز اثرگذار است، لازم است راهبرد مطلوب کشور در این حوزه به نحوی تعیین شود که منافع ملی کشور را به صورت حدأکثری تضمین نماید.

به منظور تعیین راهبرد کلان کشور در حوزه‌ی تجارت گاز نیز ضروری است راهبرد دیگر بازیگران اثرگذار بر این بازار نظیر روسیه، آمریکا، چین، اروپا و کشورهای منطقه مشخص و به صورت مستمر رصد شود.

در این میان بررسی راهبرد تجارت گاز روسیه از چندین جهت برای ج.ا.ا ضروری است.

  1. روسیه در حال حاضر بزرگ‌ترین صادرکننده‌ی گاز جهان و در نتیجه بازیگری اثرگذار در بازار جهانی این منبع انرژی است.
  2.  روسیه و ایران قرابت‌های ساختاری زیادی در حوزهی سیاست و اقتصاد دارند. ساختار حاکمیتی نزدیک، اقتصاد متکی به منابع نفت و گاز، سهم بالای گاز از سبد مصرف انرژی داخلی، شبکه‌ی داخلی گسترده‌ی انتقال گاز، ذخایر و تولید بالای نفت و گاز و دسترسی به آب‌های آزاد، از جمله شباهت‌های ایران و روسیه می‌باشد.
  3. روسیه، به ویژه در دوران ریاست جمهوری پوتین، توانسته است از ابزار تجارت انرژی و به‌ویژه تجارت گاز خود در مباحث امنیتی-سیاسی و حتی دفاعی، در مقابل گسترش ناتو به شرق، حدأکثر استفاده را بکند و در واقع تجارت گاز را به مثابهی یک “سلاح قدرتمند” و ابزار بازدارنده در مقاطع مختلف به کار گیرد. این موضوع می‌تواند به عنوان نمونه‌ای واقعی برای ج.ا.ا مورد بررسی قرار گیرد.
  4.  روسیه و ایران در بسیاری از مباحث کلان سیاسی-امنیتی-دفاعی همکاری‌هایی داشته و در مواردی راهبردهای نزدیکی را اتخاذ کرده‌اند. در مورد بازار گاز نیز تهدیداتی که ناشی از راهبرد آمریکا در حال حاضر متوجه ایران و روسیه است، در بسیاری از موارد مشترک است. آمریکا با گسترش تجارت ال.ان.جی، درصدد جهانی‌کردن بازار گاز و کنترل آن است که تهدیدی مشترک برای بزرگترین دارندگان منابع گازی جهان، روسیه و ایران، محسوب می‌شود. اعمال تحریم‌های مختلف بر تکنولوژی‌های پیشرفته‌ی حوزه‌ی نفت و گاز و یا حتی تحریم‌های گسترده در تمامی حوزه‌ها، ابزاری است که آمریکا علیه روسیه و ایران مشترکاً به کار گرفته و می‌گیرد. بررسی راهبرد روسیه در گذشته در قبال این تحریمها، به عنوان یک نمونه‌ی واقعی، برای بیاثرکردن تحریم‌ها علیه ج.ا.ا میتواند کارگشا باشد. بنابراین بازار گاز پتانسیل آن را دارد که عاملی برای همکاری‌ها و اتحادهای جدید استراتژیک ایران و روسیه باشد و زمینه را برای همکاری بیشتر دو کشور در دیگر مباحث کلان سیاسی-امنیتی فراهم نماید.
  5.  در طرف مقابل باید توجه داشت که در بسیاری از بازارهای بالقوه و بالفعل گاز ایران، از جمله بازار ترکیه، بازار اروپا و بازار کشورهای آسیای میانه و قفقاز، روسیه یک رقیب جدی برای ج.ا.ا است که فهم راهبرد این رقیب می‌تواند به تصمیمگیری صحیح‌تر ج.ا.ا منجر شود.

بازار جهانی گاز و فرصت‌ها و تهدیدهای ایران در این بازار

مطابق پیش‌بینی‌ مراکز معتبر انرژی جهان، گاز طبیعی تا سال ۲۰۳۵ بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی خواهد داشت و به لحاظ میزان مصرف، در جایگاه دوم پس از نفت قرار خواهد گرفت؛ از همین رو بسیاری از کارشناسان، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند.

صادرات گاز طبیعی همواره موجب ایجاد پیوند راهبردی بین کشور صادرکننده و وارد کننده می‌گردد. در این بین ایران با در دست داشتن ۱۸% از ذخایر گاز جهان و همچنین موقعیت استراتژیک خود در بازار گاز می‌تواند به عنوان یکی از بازیگران اصلی این بازار نقش آفرینی کند و به کمک صادرات گاز طبیعی پیوندهای راهبردی بلندمدت با کشورهای طرف تقاضا ایجاد کند.

مطابق سند چشم انداز ۱۴۰۴ ایران می‌بایست سهمی ۸ تا ۱۰ درصدی از بازار گاز جهان بدست آورد، در حالی که در حال حاضر سهم ایران از بازار صادرات گاز طبیعی کمتر از ۲% است.

بازار گاز جهان در حال حاضر یک بازار منطقه‌ای (Local) با قیمت‌های منطقه‌ای کاملا متفاوت است که عمدتا به وسیله قراردادهای بلندمدت متصل به نفت (oil-indexed) تجارت می‌شود و معمولا کشورهای صادرکننده دست برتر را در اختیار دارند.

منطقه‌ای بودن بازار گاز، ریشه در روش تجارت این منبع انرژی دارد. از آنجا که از گذشته تا کنون عمده تجارت گاز جهان از طریق خط لوله انجام می‌شده است و از طرفی تجارت گاز به روش خط لوله منجر به کاهش تجارت‌پذیری (Tradability) گاز می‌شود؛ بنابراین بازارهای گاز به صورت بازارهای مجزای منطقه‌ای توسعه یافته‌اند. بررسی آمار تجارت گاز جهان و پیش‌بینی‌های آینده نشان می‌دهد حجم تجارت گاز به روش ال.ان.جی در حال افزایش است و در سال ۲۰۳۵ بیش از نیمی از تجارت گاز جهان به روش ال.ان.جی انجام خواهد شد.

افزایش تجارت ال.ان.جی بازار فعلی گاز را از حالت «منطقه‌ای» به حالت «جهانی» (Global) تبدیل می‌کند؛ چراکه برخلاف خط لوله، ال.ان.جی اصطلاحاً تجارت‌پذیر (Tradable) است و به‌وسیله آن می‌توان گاز را به نقاط مختلف جهان انتقال داد. جهانی‌شدن بازار گاز اثراتی را بر بازار گاز جهان در سمت عرضه و تقاضا خواهد داشت.

در طرف تقاضا، جهانی شدن بازار گاز از طریق افزایش تجارت ال.ان.جی باعث می‌شود عرضه قابل دسترس گاز برای کشورهای طرف تقاضا افزایش یابد. بنابراین این کشورها اولا می‌توانند مبادی وارداتی گاز خود را متنوع و تأمین گاز خود را پایدار کنند (افزایش ضریب امنیت انرژی) و ثانیا با افزایش گزینه‌های تامین گاز کشورهای طرف تقاضا، قدرت چانه‌زنی این کشورها به منظور کاهش قیمت وارداتی افزایش‌ می‌یابد (کاهش قیمت وارداتی).

در سمت مقابل، با جهانی شدن بازار گاز با افزایش عرضه قابل دسترس گاز برای کشورهای متقاضی، اولاً تضمین فروش بلندمدت گاز کشورهای صادرکننده تهدید می‌شود؛ ثانیاً قیمت گاز و در نتیجه درآمد کشورهای صادرکننده کاهش می‌یابد و ثالثاً قدرت کشورهای طرف عرضه برای استفاده از ابزار دیپلماسی انرژی در جهت منافع سیاسی از بین می‌رود.

به عنوان نتیجه‌گیری باید گفت جهانی شدن بازار گاز منجر به ایجاد بازاری شبیه بازار نفت خواهد شد که کاملا در راستای خواست کشورهای طرف تقاضای گاز و امریکا خواهد بود.

آمریکا از گذشته تا کنون ضمن درک این حقیقت که وابستگی به واردات انرژی (به ویژه گاز) موجب وابستگی سیاسی-اقتصادی کشورهای واردکننده می‌شود، در بازار گاز راهبردی را دنبال می‌کند که بر مبنای حذف و کاهش وابستگی کشورهای مختلف به تامین گاز از روسیه و ایران شود. مخالفت این کشور با اجرای خط لوله صلح ایران به هند و پاکستان نمونه‌ای از این راهبرد است.

همزمان با این رویکرد سلبی، با توجه به اقتصادی‌شدن تولید گاز از منابع شیلی و در نتیجه تولید گاز مازاد در طی سال‌های گذشته امریکا در بعد ایجابی در تلاش است تا منابع دیگر تامین گاز جایگزین برای کشورهای طرف تقاضا بیابد بدین منظور به دنبال افزایش حداکثری توسعه بالادستی نفت و گاز و تولید شیل گاز و تبدیل شدن به یک صادرکننده بزرگ ال.ان.جی در جهان است. بر اساس گزارش اتاق فکرهای امریکا ، گزارش‌های مربوط به نهادهای حاکمیتی، اظهارنظرهای مسئولین موثر این کشور و واقعیت‌های تاریخی امریکا در توسعه ال ان جی چند هدف را دنبال می‌کند:

  • تامین گاز وارداتی و متنوع کردن سبد واردات کشورهای طرف تقاضا به ویژه اروپا
  • تبدیل قرادادهای بلندمدت صادرات گاز به قراردادهای کوتاه مدت و تک محموله (اسپات)
  • تبدیل مکانیزم قیمت‌گذاری گاز از «متصل به نفت» به «متصل به هنری هاب» و در نتیجه کاهش قیمت گاز در جهان

نکته قابل توجه آن است که امریکا نه تنها در برنامه‌های عملیاتی خود این اهداف را دنبال می‌کند، بلکه در دستگاه دیپلماسی خود نیز به طور اختصاصی به این موضوع می‌پردازد، به طوری که در ساختار وزارت خارجه امریکا دفتر مخصوص انرژی وجود داشته که پیوسته به رصد مسائل انرژی پرداخته و منافع امریکا را در این حوزه پیگیری می‌کند.

در این بین اروپا نیز همواره از وابستگی خود به گاز روسیه –به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین- احساس خطر کرده و در تلاش است به سیاست «کاهش وابستگی» خود جامه عمل بپوشاند.

یکی از راهکارهای مهم اروپا برای دستیابی به این مهم، افزایش واردات ال.ان.جی است به نحوی که قیمت تمام شده آن قابل رقابت با قیمت گاز روسیه باشد. در این بین اروپا در آینده بازار گاز نگاهی جدی به ایران به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گاز و کشوری که هزینه تمام شده تولید در آن پایین است؛ دارد.

در همین راستا پارلمان اروپا در گزارشی پس از امضای برجام ضمن تبیین استراتژی اروپا در قبال ایران پس از برجام در زمینه انرژی با تاکید بر ذخایر قابل توجه گاز ایران از ایران به عنوان یک فرصت برای متنوع کردن سبد انرژی اروپا بخصوص با تاکید بر توسعه ال ان جی یاد می‌کنند.

  از آنجا که آینده انرژی جهان در اختیار گاز خواهد بود و ایران نیز دارای موقعیت استراتژیک منحصر بفرد در منطقه و همچنین بزرگترین ذخایر گاز جهان است؛ گاز به عنوان یک ابزار قدرت در سال‌های آتی در دست ایران خواهد بود.

در این شرایط ایران می‌تواند با توسعه صادرات گاز با خط لوله به کشورهای منطقه و تبدیل شدن به “هاب گازی منطقه” علاوه بر کسب منافع اقتصادی با وابسته کردن کشورهای منطقه به خود یک ابزار بازدارنده برای خود در این زمینه ایجاد کند.

راهبرد ترکمنستان در بازار گاز منطقه و پیشنهاد برای ایران

در حال حاضر گاز طبیعی به عنوان سومین منبع انرژی در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابر اکثر پیش‌بینی‌های مراکز معتبر انرژی دنیا، گاز طبیعی تا سال۲۰۴۰ پس از انرژی‌های تجدیدپذیر، به عنوان سوختی پاک و ارزان، بیش‌ترین رشد تقاضا را در بین سایر منابع اولیه انرژی خواهد داشت؛ تا جایی‌که بسیاری از کارشناسان قرن حاضر را “قرن گاز” می‌نامند.

 کشور ما ایران نیز به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گازی جهان که در موقعیت استراتژیکی در همسایگی بازارهای تقاضا قرار گرفته و همچنین شبکه وسیع خطوط لوله داخلی، پتانسیل بالایی به منظور نقش آفرینی در بازار گاز دارد. یکی از مهم‌ترین فرصت‌های کشور با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در منطقه واردات گاز از شمال کشور و صادرات آن به جنوب (کشورهای حوزه خلیج فارس و هند/پاکستان) است.

ترکمنستان کشوری در آسیای میانه با ۶ میلیون نفر جمعیت است که اقتصادی شدیدا وابسته به گاز دارد؛ ترکمنستان در دو دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ کاملا متکی بر صادرات گاز به روسیه بوده و روسیه توانسته است به هر نحوی که مطلوب خودش باشد، با این کشور تعامل گازی کند. پس از تغییر راهبردی ترکمنستان به سمت چین، اگرچه این کشور از زیر فشار روسیه خارج شد؛ اما در حال حاضر بیم آن می‌رود که به دلیل وابستگی به چین، تحت فشار این کشور قرار گیرد. بنابراین برای ترکمنستان بسیار مهم است که یک بازار بزرگ صادرات گاز دیگر نیز در اختیار داشته باشد تا بتواند سبد صادرات خود را متنوع سازد.

از منظر تجارت گاز، راهبرد ترکمنستان عمدتا بر دو موضوع “متنوع سازی” سبد صادرات و “فروش در مرز خود” قرار دارد. بنابر راهبرد اول، ترکمنستان به غیر از چین، بازارهای هند/پاکستان، ایران ، اروپا و روسیه  را می‌تواند هدف‌گذاری کند. با توجه به دو نزاع گازی ترکمنستان با روسیه و همچنین هزینه بالای امنیتی و اقتصادی صادرات به اروپا این دو گزینه بسیار غیر محتمل هستند. در بین گزینه‌های باقی مانده صادرات گاز به ایران اقتصادی‌ترین مقصد صادراتی است، دلیل این موضوع نزدیکی جغرافیایی و در نتیجه کاهش هزینه‌ها صادرات گاز به ایران است. از طرف دیگر ترکمنستان می‌تواند از طریق ایران به دیگر بازارها نظیر ترکیه و هند/پاکستان دست یابد. دراین بین و با توجه به مشکلات موجود برای اجرای تاپی و ترانس کاسپین، ایران امن‌ترین و مطمئن‌ترین بازار برای ترکمنستان خواهد بود.

میزان گاز مازاد ترکمنستان در سال ۲۰۲۵ بین ۲۰ تا ۷۰ میلیارد مترمکعب خواهد بود که باید برای آن از بین گزینه‌های اجرای تاپی، اجرای خط لوله چهارم صادرات به چین و صادرات به ایران تصمیم بگیرد.

در طرف مقابل نیز راهبرد ایران در حوزه تجارت گاز، تبدیل شدن به “هاب گازی منطقه” از طریق واردات و صادرات حداکثری گاز است. . از لحاظ ژئوپلتیکی، تجارت گاز با کشورهای منطقه موجب بهبود شاخص امنیت ملی کشور به دلیل وابسته کردن کشورهای مختلف به خود، افزایش قدرت سیاسی و چانه‌زنی در سطح منطقه‌ای و جهانی می‌شود. با توجه به شرایط موجود، ترکمنستان، به عنوان چهارمین دارنده ذخایر گاز جهان، یکی از فرصت‌های بی نظیر ایران برای واردات گاز خواهد بود. بنابراین ضروری است کشور نسبت به واردات گاز از این کشور اقدام نماید. در قراردادهای بلندمدت صادرات گاز معمولا با افزایش زمان و حجم قرارداد می‌توان قیمت را کاهش داد؛ چرا که تضمین بلندمدت فروش گاز برای کشور صادرکننده ایجاد می‎شود. بنابراین پیشنهاد می‌شود قرارداد واردات بسیار بلندمدت ۵۰-۸۰ ساله با حجم بالا (۴۰-۵۰ میلیادرمترمکعب سالانه) با ترکمنستان در قیمت ثابت ۸ و یا همکاری‌های فنی و مهندسی و خدماتی منعقد شود.

 باید در نظر داشت که گزینه بعدی ترکمنستان بعد از ایران از لحاظ اقتصادی و راهبردی خط لوله تاپی به هند و پاکستان خواهد بود که در صورت عدم تمایل و تلاش ایران برای جذب گاز مازاد ترکمنستان این گاز روانه بازار هند و پاکستان خواهد شد. در این صورت علاوه بر اینکه ترکمنستان به عنوان یکی از گزینه‌های هاب شدن ایران در منطقه از بین خواهد رفت از طرف دیگر نیز بازارهای مهم دیگری چون پاکستان و هند نیز به دنبال آن از دسترس ایران خارج خواهد شد

راهبرد آذربایجان در بازار گاز منطقه و پیشنهاد برای ایران

در اسناد بالادستی چون سند چشم انداز ۱۴۰۴ کسب سهم ۸ تا ۱۰ درصدی از بازار تجارت گاز به عنوان یک ضرورت مطرح شده است . وجود منابع محدود کشور در زمینه گاز طبیعی و همچنین موقعیت استراتژیک ایران در نزدیکی دارندگان بزرگ ذخایر گازی  موجب می‌شود که برای کسب سهم ۸ تا ۱۰ درصدی تجارت گاز به منابع سایر کشورهای همسایه نیز اندیشید، تا بتوان با استفاده از منابع این کشورها تجارت گاز در منطقه با محوریت ایران را شکل داد. از جمله فرصت‌های موجود در بازار منطقه به منظور افزایش سهم خود از بازار تجارت گاز امکان واردات از اذربایجان است که می‌توان با بررسی ظرفیت‌های آن حداکثر استفاده را به منظور تحقق هدف هاب گازی شدن کشور در منطقه استفاده کرد. آذربایجان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی منطقه قفقاز است که رشد مصرف آن به دلیل گازی سازی عمده مناطق کشور محدود شده‌است. از طرفی توسعه میدان گازی شاه دنیز در دریای خزر آذربایجان را به عنوان یکی از صادرکنندگان و یکی از گزینه‌های تامین گاز اروپا مطرح کرده است. در سال‌های گذشته آذربایجان تلاش کرده تا با توسعه فاز دوم شاه دنیز که ایران نیز سهم ۱۰ درصدی در توسعه آن دارد و همچنین میادین کوچک‌تر در دست سوکار (شرکت ملی نفت آذربایجان) و نیز توسعه خطوط لوله کریدور جنوبی صادرات خود را به سمت ترکیه و بازار اروپا سوق دهد. به طوری که دولتمردان آذربایجان تلاش دارند با توسعه تجارت گاز با اروپا روابط راهبردی با کشورهای غربی شکل دهند. در این میان ایالات متحده نیز از این سیاست حمایت کرده و با همکاری و حمایت از پروژه‌های آذربایجان به این روند سرعت بخشیده است. بنابر پیش‌بینی‌ها توسعه فاز دوم شاه دنیز ۴۵ میلیون مترمکعب در روز به تولید گاز اذربایجان خواهد افزود که با توجه ظرفیت خطوط لوله کریدور جنوبی و سیاست انرژی دولت آذربایجان در حوزه گاز، ۱۵ میلیون مترمکعب از آن به ترکیه و ۳۰ میلیون مترمکعب از آن به اروپا صادر خواهد شد. با توجه به روند توسعه سایر میادین در حال توسعه توسط سوکار، آذربایجان تا سال ۲۰۳۰ بین ۵ تا ۱۵ میلیون مترمکعب گاز مازاد خواهد داشت که سه گزینه برای صادرات این گاز مازاد وجوددارد: ۱- ترکیه ۲- اروپا ۳- ایران.

با توجه به سیاست انرژی اذربایجان و همچنین نیاز گاز ترکیه و اروپا در حال حاضر بازارترکیه و سپس اروپا در اولویت برای تجارت قراردارند که این موضوع به چند دلیل تهدیدی برای امنیت کشور محسوب می‌شود:

  1. حجم بالای تجارت گاز اذربایجان با اروپا و ترکیه موجب نزدیکی دیپلماتیک این کشور با ترکیه و اروپا خواهد شد.
  2. افزایش واردات ترکیه از اذربایجان موجب تنوع سبد وارداتی ترکیه و همچنین فراهم شدن شرایط حذف ایران از این بازار است.
  3. یکی از فرصت‌های ایران برای افزایش سهم خود از بازار جهانی گاز و تبدیل شدن به هاب گازی منطقه، آذربایجان است که با تحقق صادرات به اروپا این فرصت از دست خواهد رفت.

بنابراین در این شرایط با توجه به اینکه ایران اقتصادی‌ترین گزینه صادرات گاز آذربایجان بوده و همچنین با توجه به ظرفیت خالی خط لوله استارا ایران می‌تواند با بکار بردن دیپلماسی فعال در این حوزه با جذب این گاز مازاد ضمن حفظ این گاز در سبد تجارت گاز خود از تهدیداتی که عنوان شد جلوگیری کرده و مقدمات تبدیل شدن به هاب گازی منطقه را نیز ایجاد کند.

مدل تخصیص بهینه منابع گازی به مصارف مختلف

در این گزارش مصارف مختلف گاز طبیعی مورد بررسی قرار میگیرد. این مصارف شامل تزریق گاز به میادین نفتی جهت ازدیاد برداشت، صادرات و واردات گاز طبیعی، مصرف گاز در بخش صنعت به عنوان سوخت، مصرف بخش خانگی و مصرف نیروگاه‌ها برای تولید برق است. همچنین مصرف گاز در پتروشیمی نیز به صورت مجزا بررسی شده است؛ چرا که این بخش، اولاً حجم بالایی از مصرف گاز بخش صنعت را به خود اختصاص داده است و ثانیاً در پتروشیمی‌ها گاز علاوه بر سوخت به عنوان خوراک (ماده اولیه محصولات پتروشیمی) نیز مصرف می‌شود و می‌توان با تکمیل زنجیره ارزش گاز در این بخش، بیشترین ارزش افزوده حاصل از گاز طبیعی را بدست آورد.

در فصل اول این گزارش به بحث تجارت گاز طبیعی پرداخته شده است. در این بخش پس از ارائه کلیتی از و ضعیت بازار جهانی گاز طبیعی و بازارهای مصرف جهان، وضعیت بازارهای مطلوب برای صادرات گاز ایران شامل اروپا، چین، شرق آسیا و کشورهای منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. پس از آن با توجه به وضعیت بازار جهانی گاز و مسافتهای مختلف بازارهای گاز ایران، روش مطلوب برای صادرات گاز از بین دو روش ال. ان.جی و خط لوله از منظر اقتصادی-امنیتی تعیین شده است. در نهایت با توجه به نقطه سر به سر دو روش ال. ان.جی و خط لوله و همچنین مباحث امنیت ملی و امنیت انرژی، پیشنهادهایی برای صادرات و واردات گاز ایران ارائه شده است.

فصل دوم این پژوهش به بررسی وضعیت تزریق گاز به میادین نفتی کشور می‌پردازد. با توجه به عمر و جنس میادین نفتی کشور روش تزریق گاز به منظور حفظ فشار مخزن در حال حاضر مهمترین اولویت تولید صیانتی است. در این فصل پس از ارائه تعاریف اولیه از ازدیاد برداشت و روش‌های آن، وضعیت میادین نفتی کشور از حیث نیازمندی به تزریق گاز بررسی شده و میادین در اولویت تزریق مشخص شده‌اند. مسئله‌ای که در این بین وجود دارد یافتن راه‌حلی برای تعیین میزان گاز مورد نیاز برای تزریق است. بدین منظور روش‌های مختلف تعیین این عدد معرفی و مورد بررسی قرار گرفته‌اند و در نهایت راه حل عملیاتی، استفاده از داده‌های شرکت‌های بهره بردار تشخیص داده‌شده و محاسبات بعدی بر اساس آن انجام شده است. در نهایت با توجه به کمبود ۱۳۳-۳۳۳ میلیون مترمکعب روزانه تزریق گاز در کشور و با در نظر گرفتن برخی فرضیات، یک تحلیل اقتصادی بین تزریق گاز و صادرات این محصول انجام و نتایج حاصل ارائه شده است.

در فصل سوم صنعت پتروشیمی کشور با تاکید بر پترو شیمی‌های گازی بررسی شده است. در ابتدا و به عنوان مقدمه قوانین و اسناد بالادستی و همچنین وضعیت کلی این صنعت آورده شده است. متن اصلی گزارش شامل دو بخش است: چالش‌های صنعت پتروشیمی و زنجیره ارزش افزوده مطلوب این صنعت. در بخش اول بر مبنای مصاحبه‌های متعدد از مسئولین پتروشیمی و جمع بندی نظرات آنان، مشکلات پیش روی این صنعت در ۵ سرفصل دسته‌بندی شده است. تمامی این مسائل ناظر به هدف “عدم خام فروشی” و در نتیجه حرکت صنعت پتروشیمی به سمت تکمیل زنجیره ارزش‌افزوده ارائه شده است. به نظر میر سد ظرف سال‌های آینده صنعت پتروشیمی به سمت زنجیره ارزش افزوده گاز طبیعی حرکت نماید. در این شرایط آنچه برای این صنعت مهم به نظر می‌رسد “تعیین زنجیره ارزش افزوده مطلوب” است که هم به لحاظ اقتصادی بیشترین سود را نصیب کشور نماید و هم نیازهای داخل به محصولات پتروشیمیایی را مرتفع نماید. بنابراین در بخش دوم این فصل زنجیره ارزش افزوده مطلوب پتروشیمی با تاکید بر متانول به عنوان محصول اصلی فعلی صنعت پتروشیمی کشور بررسی شده است.

در فصل چهارم به بررسی مصارف نیروگاهی گاز پرداخته شده است. در حال حاضر گاز مهمترین منبع انرژی برای تولید برق در کشوراست. با توجه به نیاز روزافزون کشور به برق، که به طورمعمول هر ده سال دو برابر می‌شود، می‌توان انتظار داشت که مصرف گاز در بخش نیروگاهی کشور نیز به شدت افزایش یابد. در این فصل نگاهی اجمالی به نیروگاه‌های حرارتی کشور با رویکرد مصرف گاز شده است تا بررسی کلی از مصرف گاز در این بخش صورت گیرد و همچنین راهکارهای کاهش مصرف گاز در نیروگاه‌ها امکان سنجی شود.

در فصل پنجم مصرف انرژی در بخش خانگی مورد بررسی قرار گرفته است. بخش خانگی مهمترین مصرف کننده‌ی گاز در کشور است به صورتی که نیمی از گاز طبیعی در بخش خانگی مصرف می‌شود. در زمستان با افزایش مصرف گاز خانگی سهم گاز خانگی به اوج خود می‌رسد به صورتی که نیروگاه‌ها و صنایع مجبور به تغییر سوخت و یا خاموشی می‌شوند چرا که به دلایل امنیتی قطع گاز خانگی خطرات زیادی دارد. در این فصل به بررسی وضعیت مصرف گاز خانگی و پیش‌بینی آن در افق‌های ۱۳ و ۳۳ ساله، روش‌های کاهش مصرف گاز در بخش خانگی و در نهایت پیک سایی مصرف گاز خانگی پرداخته شده است.

در فصل ششم مصرف گاز بخش صنعت بررسی شده است. صنایع از آن جهت که مصرف آنها تجمیع شده است و انگیزه‌های اقتصادی بنگاه در آن‌ها فعال است، گزینه‌ی مناسبی در بهینه سازی انرژی هستند. البته بیشتر از بهینه سازی فرایندها، انتخاب بهینه صنایع می‌تواند ضعیت انرژی مصرفی بخش صنعت را مشخص کند. در خصوص صنایع موجود نیز تا فراهم نشدن انگیزه‌های کافی برای بنگاه صنعتی، نمی‌توان انتظار تغییر جدی در و ضعیت بهره‌وری مصرف انرژی بخش صنعت داشت. در این فصل ابتدا به مقایسه وضعیت مصرف انرژی و گاز صنعت ایران و آمریکا پرداخته شده است و سپس ماحصل نظرات کارشناسان این حوزه در خصوص مسائل انرژی بخش صنعت ذکر شده است.

راهبرد امریکا در حوزه تجارت گاز و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران