نوشته‌ها

خط لوله کریدور جنوبی پازل امنیت انرژی غرب؛ لزوم موضع هوشمندانه ایران

مطابق پیش‌بینی‌ مراکز معتبر انرژی جهان، گاز بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی خواهد داشت و به لحاظ میزان مصرف، تا سال ۲۰۳۵ در جایگاه دوم پس از نفت قرار خواهد گرفت؛ از همین رو  بسیاری از کارشناسان، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند.

این موضوع موجب شده تا بسیاری از کشورهای درحال توسعه از جمله کشورهای اروپایی به دنبال تامین پایدار گاز مورد نیاز خود از منابع مختلف باشند تا بتوانند امنیت انرژی خود را بیمه کنند.

در طی سال‌های گذشته روسیه با تامین یک سوم از گاز مورد نیاز قاره سبز موجبات وابستگی اروپا را به خود فراهم کرده است، به نحوی که با کاهش تولید داخلی گاز اروپا به دلیل افت فشار میادین گازی (به ویژه در هلند و انگلیس) نیز این وابستگی در حال شدت گرفتن است. در این شرایط اروپا همواره تلاش کرده تا با ایجاد مسیرهای جایگزین واردات گاز از سایر کشورهای دارنده ذخایر گازی وابستگی خود را به روسیه کاهش دهد. 

درهمین راستا در سال ۲۰۰۲ پروژه خط لوله نابوکو با هدف انتقال منابع گازی دریای خزر از طریق کشورهای اسیای میانه به اروپا توسط چندکشور اروپایی مطرح شد. این خط لوله که در ابتدا به عنوان رقیبی برای خط لوله مسیر جنوبی روسیه مطرح بود نهایتا با عدم موافقت کشورهای اسیای میانه مواجه شد و در نهایت پروژه خط لوله کریدور جنوبی که از سه بخش قفقاز جنوبی در آذربایجان و تاناپ در ترکیه و تاپ در اروپا تشکیل شده است به مرحله اجرا رسید.

فاز اول این پروژه آن است که گاز میدان گازی شاه دنیز را از دریای خزر تا ایتالیا منتقل کند. سهام داران عمده این خط لوله شرکت سوکار آذربایجان و بی پی و بوتاش ترکیه و چند شرکت اروپایی هستند، در برنامه آتی این پروژه نیز افزایش حجم گاز صادراتی و همچنین پیوستن سایر کشورهای دارنده ذخایر گازی این حوزه به این خط لوله برنامه‌ریزی شده‌است.

فناوری‌های حوزه انرژی‌های هیدروکربوری تا افق ۱۴۱۴ با رویکرد دفاعی امنیتی

در این پژوهش ابتدا ادبیات امنیت ملی به طور مختصر ارائه شده و سپس نسبت امنیت فناوری با آن تببین شد.

پس از آن ارتباط مفهوم امنیت انرژی (به ویژه در سمت عرضه کنندگان) با دو مفهوم امنیت ملی و امنیت ملی تبیین شد تا مشخص گردد چگونه فناوری‌های آینده حوزه انرژی، دارای بعد امنیت ملی هستند.

در فصل دوم کلان روندهای آینده انرژی جهان بر حسب حامل‌های مختلف، بخش‌های مختلف مصرف و مناطق جهان بر اساس پیشبینی مراکز معتبر انرژی جهان تبیین و ارائه شد.

فصل سوم پزوهش که به نحوی سنگ بنا و محک فناوری‌های امنیتی برای ج.ا.ا در آینده است؛ مشتمل بر اسناد بالادستی ج.ا.ا در حوزه انرژی، تحلیل و ترسیم وضعیت مطلوب امنیت انرژی برای ج.ا.ا در دو بعد داخلی و خارجی و نهایتا ارائه شاخص‌هایی برای امنیت انرژی ج.ا.ا است. در واقع با تبیین شاخص‌های امنیت انرژی برای کشور، سمت و سوگیری فناوری‌های موجود و آینده و اولویت‌بندی آن‌ها مشخص می‌شود.

در ادامه و در فصول ۴و۵ به ترتیب فناوری‌های مهم و استراتژیک در بخش بالادستی و پایین دستی صنعت نفت و گاز ارائه شده است.

این دو فصل حاصل جستجوی اینترنتی، گفتگوی کارشناسی با نخبگان صنعت و دانشگاه و استفاده از گزارش‌های معتبر بین المللی است. دو نکته در این باره حائز اهمیت است:

اولا با توجه به زمان اندک پژوهش حاضر و گستردگی بسیار زیاد حوزه نفت و گاز، دسته بندی ارائه شده بایستی تکمیل شود.

ثانیا اگرچه این پژوهش، مبنای مناسبی برای تشخیص فناوری‌های راهبردی برای کشور است؛ اما با توجه به تغییرات دائمی فناوری در جهان، ضروری است پزوهشی مجزا به صورت مستمر (سالانه) به منظور رصد و پایش فناوری‌های نوظهور تعریف و تا افق زمانی مد نظر ج.ا.ا ادامه یابد.

در ادامه نتایج پژوهش به منظور اولویت‌بندی فناوری‌های حوزه انرژی‌های هیدروکربوری با رویکرد دفاعی-امنیتی ارائه شده است.

بازار جهانی گاز و فرصت‌ها و تهدیدهای ایران در این بازار

مطابق پیش‌بینی‌ مراکز معتبر انرژی جهان، گاز طبیعی تا سال ۲۰۳۵ بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی خواهد داشت و به لحاظ میزان مصرف، در جایگاه دوم پس از نفت قرار خواهد گرفت؛ از همین رو بسیاری از کارشناسان، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند.

صادرات گاز طبیعی همواره موجب ایجاد پیوند راهبردی بین کشور صادرکننده و وارد کننده می‌گردد. در این بین ایران با در دست داشتن ۱۸% از ذخایر گاز جهان و همچنین موقعیت استراتژیک خود در بازار گاز می‌تواند به عنوان یکی از بازیگران اصلی این بازار نقش آفرینی کند و به کمک صادرات گاز طبیعی پیوندهای راهبردی بلندمدت با کشورهای طرف تقاضا ایجاد کند.

مطابق سند چشم انداز ۱۴۰۴ ایران می‌بایست سهمی ۸ تا ۱۰ درصدی از بازار گاز جهان بدست آورد، در حالی که در حال حاضر سهم ایران از بازار صادرات گاز طبیعی کمتر از ۲% است.

بازار گاز جهان در حال حاضر یک بازار منطقه‌ای (Local) با قیمت‌های منطقه‌ای کاملا متفاوت است که عمدتا به وسیله قراردادهای بلندمدت متصل به نفت (oil-indexed) تجارت می‌شود و معمولا کشورهای صادرکننده دست برتر را در اختیار دارند.

منطقه‌ای بودن بازار گاز، ریشه در روش تجارت این منبع انرژی دارد. از آنجا که از گذشته تا کنون عمده تجارت گاز جهان از طریق خط لوله انجام می‌شده است و از طرفی تجارت گاز به روش خط لوله منجر به کاهش تجارت‌پذیری (Tradability) گاز می‌شود؛ بنابراین بازارهای گاز به صورت بازارهای مجزای منطقه‌ای توسعه یافته‌اند. بررسی آمار تجارت گاز جهان و پیش‌بینی‌های آینده نشان می‌دهد حجم تجارت گاز به روش ال.ان.جی در حال افزایش است و در سال ۲۰۳۵ بیش از نیمی از تجارت گاز جهان به روش ال.ان.جی انجام خواهد شد.

افزایش تجارت ال.ان.جی بازار فعلی گاز را از حالت «منطقه‌ای» به حالت «جهانی» (Global) تبدیل می‌کند؛ چراکه برخلاف خط لوله، ال.ان.جی اصطلاحاً تجارت‌پذیر (Tradable) است و به‌وسیله آن می‌توان گاز را به نقاط مختلف جهان انتقال داد. جهانی‌شدن بازار گاز اثراتی را بر بازار گاز جهان در سمت عرضه و تقاضا خواهد داشت.

در طرف تقاضا، جهانی شدن بازار گاز از طریق افزایش تجارت ال.ان.جی باعث می‌شود عرضه قابل دسترس گاز برای کشورهای طرف تقاضا افزایش یابد. بنابراین این کشورها اولا می‌توانند مبادی وارداتی گاز خود را متنوع و تأمین گاز خود را پایدار کنند (افزایش ضریب امنیت انرژی) و ثانیا با افزایش گزینه‌های تامین گاز کشورهای طرف تقاضا، قدرت چانه‌زنی این کشورها به منظور کاهش قیمت وارداتی افزایش‌ می‌یابد (کاهش قیمت وارداتی).

در سمت مقابل، با جهانی شدن بازار گاز با افزایش عرضه قابل دسترس گاز برای کشورهای متقاضی، اولاً تضمین فروش بلندمدت گاز کشورهای صادرکننده تهدید می‌شود؛ ثانیاً قیمت گاز و در نتیجه درآمد کشورهای صادرکننده کاهش می‌یابد و ثالثاً قدرت کشورهای طرف عرضه برای استفاده از ابزار دیپلماسی انرژی در جهت منافع سیاسی از بین می‌رود.

به عنوان نتیجه‌گیری باید گفت جهانی شدن بازار گاز منجر به ایجاد بازاری شبیه بازار نفت خواهد شد که کاملا در راستای خواست کشورهای طرف تقاضای گاز و امریکا خواهد بود.

آمریکا از گذشته تا کنون ضمن درک این حقیقت که وابستگی به واردات انرژی (به ویژه گاز) موجب وابستگی سیاسی-اقتصادی کشورهای واردکننده می‌شود، در بازار گاز راهبردی را دنبال می‌کند که بر مبنای حذف و کاهش وابستگی کشورهای مختلف به تامین گاز از روسیه و ایران شود. مخالفت این کشور با اجرای خط لوله صلح ایران به هند و پاکستان نمونه‌ای از این راهبرد است.

همزمان با این رویکرد سلبی، با توجه به اقتصادی‌شدن تولید گاز از منابع شیلی و در نتیجه تولید گاز مازاد در طی سال‌های گذشته امریکا در بعد ایجابی در تلاش است تا منابع دیگر تامین گاز جایگزین برای کشورهای طرف تقاضا بیابد بدین منظور به دنبال افزایش حداکثری توسعه بالادستی نفت و گاز و تولید شیل گاز و تبدیل شدن به یک صادرکننده بزرگ ال.ان.جی در جهان است. بر اساس گزارش اتاق فکرهای امریکا ، گزارش‌های مربوط به نهادهای حاکمیتی، اظهارنظرهای مسئولین موثر این کشور و واقعیت‌های تاریخی امریکا در توسعه ال ان جی چند هدف را دنبال می‌کند:

  • تامین گاز وارداتی و متنوع کردن سبد واردات کشورهای طرف تقاضا به ویژه اروپا
  • تبدیل قرادادهای بلندمدت صادرات گاز به قراردادهای کوتاه مدت و تک محموله (اسپات)
  • تبدیل مکانیزم قیمت‌گذاری گاز از «متصل به نفت» به «متصل به هنری هاب» و در نتیجه کاهش قیمت گاز در جهان

نکته قابل توجه آن است که امریکا نه تنها در برنامه‌های عملیاتی خود این اهداف را دنبال می‌کند، بلکه در دستگاه دیپلماسی خود نیز به طور اختصاصی به این موضوع می‌پردازد، به طوری که در ساختار وزارت خارجه امریکا دفتر مخصوص انرژی وجود داشته که پیوسته به رصد مسائل انرژی پرداخته و منافع امریکا را در این حوزه پیگیری می‌کند.

در این بین اروپا نیز همواره از وابستگی خود به گاز روسیه –به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین- احساس خطر کرده و در تلاش است به سیاست «کاهش وابستگی» خود جامه عمل بپوشاند.

یکی از راهکارهای مهم اروپا برای دستیابی به این مهم، افزایش واردات ال.ان.جی است به نحوی که قیمت تمام شده آن قابل رقابت با قیمت گاز روسیه باشد. در این بین اروپا در آینده بازار گاز نگاهی جدی به ایران به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گاز و کشوری که هزینه تمام شده تولید در آن پایین است؛ دارد.

در همین راستا پارلمان اروپا در گزارشی پس از امضای برجام ضمن تبیین استراتژی اروپا در قبال ایران پس از برجام در زمینه انرژی با تاکید بر ذخایر قابل توجه گاز ایران از ایران به عنوان یک فرصت برای متنوع کردن سبد انرژی اروپا بخصوص با تاکید بر توسعه ال ان جی یاد می‌کنند.

  از آنجا که آینده انرژی جهان در اختیار گاز خواهد بود و ایران نیز دارای موقعیت استراتژیک منحصر بفرد در منطقه و همچنین بزرگترین ذخایر گاز جهان است؛ گاز به عنوان یک ابزار قدرت در سال‌های آتی در دست ایران خواهد بود.

در این شرایط ایران می‌تواند با توسعه صادرات گاز با خط لوله به کشورهای منطقه و تبدیل شدن به “هاب گازی منطقه” علاوه بر کسب منافع اقتصادی با وابسته کردن کشورهای منطقه به خود یک ابزار بازدارنده برای خود در این زمینه ایجاد کند.