نوشته‌ها

تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز ایران

گروه انرژی اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر پس از تکمیل پیشنهاد تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز، این پیشنهاد را همراه با نامه ای به سران کشور ارسال کرد. همچنین جهت اطلاع نمایندگان مجلس از این طرح، پیشنهاد را به آنها ارائه داد

متن ارسالی اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر به سران کشور به شرح زیر است:

به استحضار می رساند اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر با هدف ارتقای کارآمدی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق کمک به تصمیم گیری درحوزه های انرژی، صنعت، مدیریت، اقتصاد و پیشنهاد سیاست های مناسب به تصمیم‌گیران ایجاد شده است. اعــضای این مرکز که از دانش‌آموختگان و اســاتید دانشگــاه صنعـتی امیرکبـیر هســتند، در کارگــروه‌‌هـای تخصصــی با نگـاه حــل مسئله بر روی موضوعات هدف متمرکز شده‌اند.

همانطور که مستحضر هستید در حال حاضر تصویب اساسنامه شرکت ملی گاز به عنوان دومین اساسنامه چهار شرکت‌ تابعه وزارت نفت در دستور کار کمیسیون انرژی مجلس قرار گرفته است. لازم به ذکر است در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رویکرد شرکت ملی گاز عمدتاً بر توسعه شبکه گازرسانی کشور به منظور جایگزینی فرآورده‌های نفتی در بخش خانگی، صنعت و نیروگاهی با گاز طبیعی قرار داشته است. با توسعه میادین گازی مستقل در کشور نظیر میادین حوزه شرکت نفت مناطق مرکزی و میدان عظیم گازی پارس جنوبی، سهم گاز در سبد انرژی کشور به بیش از ۷۰% رسیده و با روند فعلی، این نسبت به ۸۰% نیز خواهد رسید. از طرف دیگر و در عرصه جهانی، گاز طبیعی به عنوان سوخت پاک و ارزان نسبت به سوخت‌های مایع، بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی در سال‌های آینده به خود اختصاص خواهد داد؛ لذا بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند. خوشبختانه ایران با دارا بودن ۳۴ تریلیون مترمکعب ذخیره گاز، دومین دارنده ذخایر گاز متعارف جهان است و می‌تواند از این ظرفیت خود در راستای منافع اقتصادی و سیاسی بهره‌برداری نماید. بنابراین تدوین مناسب اساسنامه شرکت ملی گاز می‌تواند تسهیل‌گر افزایش توان کشور در حوزه گاز باشد.

گروه انرژی اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر از ابتدای تشکیل جلسات مربوط به تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز در مرکز پژوهش‌های مجلس، به عنوان مشاور حضور داشته است. این گروه پس از مطالعات تطبیقی سایر کشورها از جمله روسیه و نروژ و با توجه به ساختار حکمرانی فعلی کشور در حوزه صنعت نفت، پیشنهادی به منظور مدیریت بهینه در صنعت گاز کشور در دو سطح قوانین مجلس (ناظر به تصویب اساسنامه) و مقرارت وزارت نفت (ناظر به تنظیم‌گری مناسب در این حوزه) تدوین کرده است که به پیوست خدمتتان تقدیم می‌شود.

 

۱۳۹۸/۴/۱

انتشار گزارش حدود اختیارات شرکت ملی گاز ایران با بررسی تجربه نروژ و روسیه

گاز طبیعی به عنوان سوختی پاک و ارزان نسبت به سوخت های مایع، بیشترین رشد مصرف را در بین سوخت‌های فسیلی در سال های آینده به خود اختصاص خواهد داد؛ لذا بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی، قرن حاضر را قرن گاز می‌نامند. از طرف دیگر ایران با دارا بودن ۲٫۳۳ تریلیون مترمکعب ذخیره گاز، بعد از روسیه، دومین دارنده ذخایر گاز متعارف جهان (حدود ۱۷ درصد) است.همچنین در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد سبد مصرف انرژی کشور را گاز طبیعی تشکیل میدهد که با روند فعلی، این نسبت به ۸۰ درصد نیز خواهد رسید. نکته مهم دیگر آن است که اکثر اکتشافات جدید هیدروکربوری کشور نیز میادین گازی بوده اند و اکتشاف میادین نفتی بزرگ در آینده بسیار دور از انتظار است. باتوجه به موارد مذکور ضروری است نگاه کلان کشور و به ویژه وزارت نفت به بحث گاز در سال های آتی،نگاهی ویژه و اولویت دار باشد.
یکی از اساسی ترین مسائل به منظور استفاده بهینه از فرصت های اقتصادی و استراتژیک گاز برای کشور، ساختار متولی تولید و توزیع این حامل انرژی است. در حال حاضر تولید گاز کشور (میادین گازی مستقل و گاز همراه نفت) توسط شرکت ملی نفت انجام میشود و این شرکت، گاز استحصال شده از میدان را در زمان ورود به پالایشگاه های گازی به شرکت ملی گاز تحویل میدهد.
پس ازپالایش گاز غنی در پالایشگاه، گاز سبک وارد شبکه سراسری خطوط لوله گاز شده و مطابق برنامه به مصارف مختلف ازجمله بخش خانگی/تجاری، نیروگاهها، بخش حمل ونقل (سی.ان.جی)، بخش صنعت وصادرات تخصیص می‌یابد. بنابراین در حال حاضر مدیریت تولید و توزیع گاز طبیعی در دو شرکت مجزا (شرکت ملی نفت و شرکت ملی گاز) انجام می‌پذیرد که به نوبه خود مشکلاتی را به ویژه در ایام اوج مصرف گاز در زمستان به دنبال دارد و بعضاً موجب قطع گاز صنایع، عدم تزریق گاز به میادین نفتی و حتی اختلال در جریان گاز صادراتی شده است.
هم اکنون تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز به عنوان دومین شرکت تابعه وزارت نفت در دستورکار کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است. از آنجا که تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز به معنای ریل گذاری بلندمدت برای توسعه صنعت گاز کشور است؛ باید پیش از تصمیم گیری دراین خصوص، مطالعات کارشناسی جدی در این زمینه انجام گیرد تا بتوان براساس آن، منافع ملی کشور را حداکثر کرد. اگرچه مسائل زیادی در تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز مؤثرند، اما مسئله کلیدی در تدوین این اساسنامه، حوزه فعالیت این شرکت است که عمدتاً ناظر به دو مقوله زیر است:
• حدود اختیارات شرکت ملی گاز در بخش بالادستی میادین گازی (اکتشاف، توسعه، تولید و بهره برداری)،
• حدود اختیارات شرکت ملی گاز در حوزه تجارت گاز طبیعی (صادرات، واردات و سواپ).
یکی از مطالعات مهم کارشناسی که میتواند دید جامعی در اختیار تصمیم گیران قرار دهد،مطالعه ساختار تولید، توزیع و مصرف گاز در نمونه های موفق کشورهای دیگر است. بدین منظور نیازاست تا ساختار تولید و توزیع گاز در دو کشور نروژ و روسیه مورد مطالعه قرار گیرد. انتخاب این دوکشور به این دلیل است که به طور کلی این دو کشور دو مسیر مختلف برای توسعه صنعت گاز خودپیش گرفته اند:
۱ .روسیه (گازپروم): مدل یکپارچگی تولید و توزیع گاز (بالادستی و پایین دستی) و تجمیع این
دو امر در یک شرکت اتفاق افتاده است.
۲ .نروژ (استاتاویل): مدل ادغام؛ به معنای قرارگیری بخش توزیع گاز در دل شرکت تولیدکننده
نفت و گاز انجام شده است.
بنابراین مطالعه هریک از این دو مدل میتواند مزایا و معایب آنها را مشخص کند. در پژوهشحاضر تلاش خواهد شد مدل های مختلف ساختار گاز کشورهای نمونه بررسی شده و پیشنهادهاییمتناسب با شرایط کشور (قوانین بالادستی، اقتضائات سیاسی-مدیریتی، شرایط و ساختار فعلی و…) بهمنظور تدوین اساسنامه شرکت ملی گاز، ارائه شود.

شدت انرژی، مفهومی پرتکرار اما مبهم/ وضعیت ایران چگونه است؟

بی شک یکی از پرتکرارترین مفاهیم استفاده شده در قوانین و برنامه‌های سال‌های اخیر شدت انرژی است. در خبرها و گزارش‌های متعددی به این موضوع پرداخته شده و هر کدام با توجه به هدفی که داشته‌اند نتایج را تحلیل و تفسیر کرده‌اند. به طور کلی مفهوم شدت انرژی را می توان میزان انرژی که برای تولید یک واحد تولید ناخالص داخلی استفاده می‌شود، تعریف کرد. مفهوم ریاضی آن نیز از تقسیم میزان انرژی مصرف شده در یک کشور به تولید ناخالص داخلی آن کشور به دست می‌آید. در نتیجه هر چه میزان آن برای یک کشور کم‌تر باشد وضعیت آن کشور مطلوب‌تر است؛ اما این شاخص نیز همچون سایر شاخص‌ها نقاط ضعفی دارد که در تحلیل‌ها باید به آن‌ها توجه کرد.

شدت انرژی شاخص مناسبی برای مقایسه بین دو کشور نیست زیرا علاوه بر بهره‌وری مصرف انرژی و تولید ناخالص داخلی، عامل دما نقش بسیار تعیین کننده‌ای در تعیین مقدار آن دارد. به عنوان مثال کشور سردی مثل روسیه دارای شدت انرژی بالایی است زیرا انرژی بسیاری برای گرمایش در این کشور استفاده می‌شود که امری اجتناب ناپذیر است.

دمای هوا، شاخصه ای که دیده نشد

برای مقایسه دو کشور با یکدیگر از نظر شدت انرژی باید توجه شود که آیا این دو کشور از نظر آب و هوایی شبیه به هم هستند یا خیر. به عبارتی دیگر یعنی نمی‌توان شدت انرژی روسیه را با عراق مقایسه کرد و نتیجه گرفت که روسیه در این شاخص وضعیت بدی دارد.

برای مقایسه ایران با سایر کشورها نیز باید به این نکته که دما در ایران چه میزان است، توجه کرد. نکته‌ای که در اکثر تحلیل‌ها به آن توجهی نمی‌شود و صرفا گفته می‌شود وضعیت ایران در این شاخص بد است زیرا چند برابر میانگین جهانی است.

     شکل۱– شدت انرژی کشورهای مختلف بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴. منبع: بانک جهانی

وضعیت شدت انرژی چند کشور منتخب از آمار منتشر شده توسط بانک جهانی نشان داده شده است. نکته‌ای که در نمودار شکل ۱ دارای اهمیت است مقایسه شدت انرژی ایران با کشورهای دیگر نیست بلکه مقایسه شدت انرژی ایران با خودش در سال‌های گذشته است.

وی اظهار داشت: همانطور که در نمودار نیز مشخص است روسیه، چین، آمریکا، ژاپن و آلمان، همگی در چند سال اخیر شدت انرژی خود را کاهش داده‌اند، برخی بیشتر و برخی کمتر، اما نمودار شدت انرژی ایران در چند سال اخیر روندی تقریبا صعودی دارد؛ یعنی نه تنها شدت انرژی کاهش پیدا نکرده بلکه در بازه ۱۴ ساله این عدد افزایش پیدا کرده است و این نکته منفی برای ایران مهم است.

شرایط مشابه، شدت انرژی متفاوت

بر اساس گفته های این کارشناس انرژی نکته دیگری که در نمودار بالا اهمیت دارد این است که شدت انرژی ایران تقریبا دو برابر کشور ترکیه است، و این نکته از این جهت حائز اهمیت است که ترکیه از لحاظ آب و هوایی نیز تقریبا شرایط مشابهی با ایران دارد و این اختلاف در شدت انرژی بین دو کشور قابل تامل است.

در شرایط فعلی که اکثر کشورهای توسعه‌یافته در حال کاهش دادن شدت انرژی خود هستند و این امر را یکی از پروژه‌های اصلی خود تعریف کرده‌اند، ایران نیز باید به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشد و کاهش شدت انرژی را در دستور کار خود قرار دهد. گرچه در اکثر برنامه‌ها و قانون‌های سال‌های اخیر کاهش شدت انرژی به چشم می‌خورد اما در عمل تقریبا هیچ نمودی نداشته است.

 برای بهبود این وضعیت و کاهش شدت انرژی اقداماتی در زمینه‌های مختلفی باید انجام شود که از جمله آن‌ها  بهینه‌سازی مصرف انرژی در بخش خانگی است که بخشی غیرمولد بوده و نقشی در تولید ناخالص داخلی ندارد. همچنین افزایش بهره‌وری در بخش صنعت، نیروگاه‌های تولید برق و کاهش تلفات در این بخش‌ها از اولویت‌های دیگر بهینه‌سازی مصرف انرژی در کشور است که باید هر چه بیشتر توسط مسئولین مورد توجه قرار گیرد.