نوشته‌ها

مالیات بر عایدی سرمایه(CGT)

مالیات بر عایدی سرمایه(۲)

برای طراحی نظام مالیات بر عایدی سرمایه نکات مختلفی باید مدنظر قرارگیرد که تورم زدایی، توجه به کلیه ی سبد های دارایی، ملاحظات مربو به تفکیک دارایی های مصرفی و سرمایه ای و… از مهم ترین آنان است.

در یادداشت قبل، به بیان تعریف مالیات بر عایدی سرمایه و هم چنین علت وضع این گونه مالیات در جوامع پرداختیم. در این نوشتار به ملاحظات کلی که باید در خصوص وضع این گونه مالیات در نظر گرفت اشاره می نماییم.

ملاحظات کلی وضع مالیات برعایدی سرمایه(CGT)

در طراحی و وضع نظام مالیات بر عایدی حاصل از سرمایه باید نکاتی را مدنظر قرار داد که عدم توجه به این نکات اهداف این نوع مالیات ستانی را خدشه دار کرده و می تواند موجب پایمال شدن حقوق شهروندان شود.

۱- ملاحظات مربوط به تورم: تورم زدایی مسئله ای است که در وضع مالیات بر عایدی سرمایه باید به آن توجه نمود. چراکه افزایش قیمت دارایی که ناشی از افزایش سطح عمومی قیمت ها و تورم باشد، عایدی سرمایه محسوب نمی شود. لذا قبل از وضع این نوع از مالیات باید از قیمت دارایی ها تورم را کسر نمود و از افزایش سطح واقعی ارزش دارایی ها به عنوان ماخذ مالیات ستانی استفاده نمود.

۲- تفکیک میان دارایی های مصرفی و سرمایه ای: در بسیاری از موارد، دارایی هایی که توسط مردم خریداری می شود به قصد مصرف است. مثل خرید و یا تعویض خانه برای راحتی بیشتر خانواده و یا خرید دلار برای مصرف دانشجوهای خارج از کشور. بنابراین مقاصد مصرفی را از مقاصد سرمایه ای غیرمولد باید تفکیک نمود و بر مقاصد سرمایه گذاری غیرمولد مالیات وضع نمود. برای این منظور در اکثر کشورها تدابیری هم چون اعطای یکبار معافیت از عایدی سرمایه در طول زندگی فرد واعطای معافیت منزل مسکونی افراد به کار گرفته می شود.

۳- عایدی بلند مدت و کوتاه مدت سرمایه: تمایز بین عایدی های کوتاه مدت و بلند مدت معمولا برای این است که تا حد امکان از فعالیت های سفته بازانه و سوداگرانه که عایدی های کوتاه مدت به همراه دارند، جلوگیری شده و سرمایه گذاری های بلندمدت از نرخ ترجیهی برخوردار شود.  برای این منظور در برخی از کشورها نرخ این مالیات برای عواید کوتاه مدت بالاتر از عواید بلند مدت بوده و یا اینکه عواید بلند مدت معاف از مالیات هستند. چراکه از یک سو می توان عواید بلندمدت را نسبت به شاخص تورم تعدیل کرد و از سوی دیگر سرمایه گذاران نسبت به تفاوت بین نرخ های کوتاه مدت و بلند مدت حساس هستند و برای برخورداری از نرخ پایین مالیاتی، سرمایه گذاری های بلندمدت را ترجیح می دهند.

۴- توجه به کلیه ی سبد دارایی ها: اگر بخواهیم مالیات بر عایدی سرمایه اهداف خود هم چون کنترل سوداگری و تقویت بخش حقیقی اقتصاد را دنبال کند، باید به تمامی اقسام سرمایه هم چون ملک و زمین، سهام، دلار و طلا و سکه همزمان باهم توجه نمود. وضع مالیات بر عایدی تنها یک نوع مشخص از سرمایه مثل زمین، نمی تواند تمامی اهداف این نوع مالیات را برقرار کند. از سوی دیگر موجب جذب سفته بازان و سوداگران به گونه های دیگر دارایی ها می شود و عملا کارکرد این نوع مالیات را از بین می برد.

۵- توجه به اشخاص حقوقی و حقیقی: بسیاری از صاحب نظران بر این تاکید دارند که وضع این گونه مالیات باید تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی را دربر بگیرد. زیرا به عنوان مثال تجربه ی کشورها نشان می دهد که در فعالیت های سوداگرانه در بازار مسکن، اشخاص حقیقی و حقوقی با هم حضور دارند و معمولا سهم اشخاص حقوقی بسیار بزرگ تر از اشخاص حقیقی است. بنابراین باید فعالیت های مربوط به تمامی شرکت های دولتی و خصوصی را نیز کنترل نمود.

۶- توجه به مسئله ی مالیات ستانی مضاعف: در وضع این نوع مالیات، باید توجه داشت که در برخی مواقع وضع این مالیات به نوعی مالیات مضاعف است و اشخاص حقیقی و حقوقی را دو یا چندبار در معرض مالیات ستانی موازی قرار می دهد که این کار به نوعی موجب ضایع شدن حقوق آن ها می شود. چراکه در برخی موارد چند نوع مالیات با اهداف تقریبا مشابه وضع می شود که خود موجب کاهش بیش از حد درآمد افراد می گردد. به عنوان مثال در صورت وضع مالیات بر عایدی سرمایه بر زمین و املاک در کشور ما، پیشنهاد می شود که مالیات بر نقل و انتقال املاک حذف شود.

مهدی کیانی

عایدی سرمایه چیست؟

مالیات بر عایدی سرمایه(CGT)

مالیات بر عایدی سرمایه(۱)

توجه به بخش واقعی اقتصاد و هدایت سرمایه ها و منابع به سمت آن، همواره در دستور کار کشورها قرار داشته است. در میان توجه به مالیات بر عایدی سرمایه می تواند در تقویت بخش واقعی اقتصاد، کاهش رونق بخش غیر مولد وکاهش فعالیت های سوداگرانه موثر باشد.

توجه به بخش واقعی اقتصاد و تقویت آن همواره در دستور کار کشورها قرار دارد. به طوریکه حداکثر تلاش ها دراقتصاد انجام می گیرد تا  بخش حقیقی و واقعی اقتصاد که مولد بوده و موجب پیشرفت کشورها می شود، با آرامش و با داشتن کمترین دغدغه و مشکلی بتواند تصمیم گیری کند. بنابراین اهمیت دارد که منابع و ذخایر کشورها به سمت این بخش هدایت شود تا حداکثر استفاده و بازدهی برای کشورها داشته باشد تا بتوان به اهداف مهم اقتصاد مانند رسیدن به سطح اشتغال کامل و کاهش فقر و نابرابری دست پیدا کرد.

در راستای توجه به بخش مولد اقتصاد و کاهش رونق بخش غیر مولد و سوداگر، اقدامات مختلفی توسط دولت ها صورت می گیرد. مالیات بر عایدی سرمایه که در ادبیات دنیا (CGT (Capital Gain Tax معروف است، از این موارد است. در این نوشتار به بررسی اهمیت این نوع از مالیات می پردازیم و در نوشتارهای بعد به بررسی ملاحظات مهم برای وضع این نوع مالیات، وضعیت کشور در این حوزه و هم چنین تجربه ی کشورها در وضع این نوع مالیات می پردازیم.

مالیات بر عایدی سرمایه(CGT) چیست؟

سود یا عایدی حاصل از سرمایه در واقع عبارت است از تفاوت قیمت زمان فروش و زمان خرید یک دارایی. به عنوان مثال وقتی امسال زمینی را به قیمت ۲۰۰ میلیون تومان خریداری شود و سال بعد به قیمت ۲۵۰ میلیون تومان فروخته شود، عایدی این سرمایه ۵۰ میلیون تومان بوده است(بدون لحاظ تورم).مالیاتی که بر این ۵۰ میلیون تومان درنظر گرفته شود، مالیات بر عایدی سرمایه نام دارد. بنابراین مالیات بر عایدی سرمایه نوعی مالیات بر درآمد است و نه مالیات بر ثروت.

چرا بر عایدی سرمایه مالیات وضع می شود؟

در توجیه علت وضع مالیات بر عایدی سرمایه، بحث ها و دلایل مختلفی از سوی اقتصاددانان مطرح می گردد. یکی از مهم ترین دلایل این است که در اکثر مواقع، افزایش قیمت دارایی ها صرفا به دلیل تلاش افراد نیست و دولت ها و اقدامات آن ها نیز سهم مهمی در افزایش قیمت دارایی ها دارد. به عنوان مثال، افزایش خدمات شهری نظیر سیستم حمل و نقل، توسعه فضای سبز و… موجب افزایش قیمت املاک می شود. بنابراین عایدی این سرمایه ها نیز تنها مختص به صاحبان آن ها نیست. چراکه  فرد بدون این که تلاشی کرده باشد و حتی بدون اینکه تورم به صورت اسمی قیمت دارایی ها را افزایش داده باشد، صاحب درآمد شده است.

از دیگر دلایل مهم وضع این نوع مالیات این است که برخی از دارایی ها، زمینه ی خوبی را برای فعالیت های سوداگرانه و مفت خوارانه فراهم می نمایند. برخی از این دارایی ها مانند طلا، زمین و املاک و دلار، در بسیاری از کشورها سود های بزرگی را نصیب صاحبانشان می کنند و در شرایط التهاب، همواره گزینه های خوبی برای سودآوری بدون زحمت و البته اختلال در نظام اقتصادی هستند. داشتن میانگین بازدهی با تفاوت زیاد نسبت به تورم و هم چنین عدم نیاز به تلاش برای کسب سود، این نوع دارایی ها را برای فعالیت های سوداگرانه و مفت خوارگی جذاب نموده است.

بسیاری از کشورها برای کنترل فعالیت های سوداگرانه و کاهش رونق بخش غیرمولد اقتصاد، این نوع مالیات را وضع کرده اند. البته کنترل نابرابری و سیسات های توزیع ثروت نیز از جمله مواردی است که در وضع مالیات بر عایدی سرمایه به آن ها توجه می شود.

در مقام جمع بندی این طور می توان گفت که مالیات بر عایدی سرمایه مالیاتی است که: ۱٫ می تواند سود ناشی از فعالیت های سوداگرانه را تا حدی کنترل کند ۲٫ مالیات بر ثروت و مالیات مضاعف نباشد. ۳٫ می تواند آثار توزیعی داشته باشد ۴. آثار سوء محدودی داشته باشد. بنابراین توجه به آن از سوی نهادهای حاکمیتی در کشور ما که مشکلاتی از قبیل رشد بخش غیر مولد اقتصاد مواجه است، ضروری است.

مهدی کیانی